پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٥ - و- آيا اعتقاد به شفاعت عامل عقبافتادگى نيست؟
ه- مجازاتهاى قيامت اثر تكوينى اعمال است، چگونه با شفاعت قابل دفع است؟
اين نيز يكى ديگر از اشكالاتى است كه در اين بحث به نظر مىرسد كه شفاعت تنها در مورد مجازاتهاى قراردادى و تشريعى به درد مىخورد و «شفاعت كننده» سبب شود كه اجراى حكم در مورد «شفاعت شونده» متوقف گردد، ولى وقتى قبول كنيم مجازاتهاى قيامت غالباً اثر وضعى و طبيعى اعمال است مانند تأثير سم در كشتن انسان، اين اثر چيزى نيست كه با شفاعت قابل تغيير باشد.
پاسخ:- با توجه به آنچه در سابق گفتيم كه شفاعت دوگونه است تكوينى و تشريعى، جواب اين سؤال نيز به خوبى روشن مىشود، زيرا اگر مجازاتها جنبه تكوينى داشته باشد اولياء اللَّه به عنوان يك وجود قوى و برتر در كنار «شفاعت شوند» قرار گرفته، و استعداد ناقص او را با امدادهاى معنوى خود به تكامل مىرسانند، و در نتيجه بر اثر تكوينى گناه غلبه مىكنند همانگونه كه خورشيد گياهان لايق را پرورش مىدهد و از آفات مىرهاند، و اگر قراردادى باشد با تقاضاى شفاعت از پيشگاه خداوند براى افرادى كه لياقت آن را دارند آمرزش و مغفرت مىطلبند، و در هر دو صورت مقامات معنوى آنها سبب مىشود كه اين شفاعتها به فرمان خدا مؤثر گردد.
همين سخن را در مورد تجسم اعمال نيز مىتوان تكرار كرد چرا كه آن هم شبيه آثار وضعى و تكوينى عمل است (دقت كنيد).
و- آيا اعتقاد به شفاعت عامل عقبافتادگى نيست؟
اين توهم نيز براى بعضى پيدا شده است كه اعتقاد به شفاعت سبب مىشود كه افراد بر عمل خود تكيه نكنند، و لياقت و استعداد خويش را به مرحله ظهور و بروز نرسانند.
پاسخ- اين تعبير نيز نشان مىدهد كه ذهنيت ايراد كنندگان همان ذهنيتى است كه افراد عادى درباره شفاعت و مفهوم دنيوى آن دارند، در حالى كه در آغاز اين بحث اين مطلب به طور مستدل بيان شد كه شفاعت به مفهوم قرآنى و اسلامى نه تنها عامل عقب افتادگى نيست، بكله دعوت مؤثرى براى اصلاح و ترك گناه، و جبران گذشته، و اميد به آينده، و حركت به سوى نيكىها و پاكىهاست، و چون