پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨ - ٢- نفخ صور يا فرياد مرگ و حيات
مىخواند!
ولى «مقاييس اللّغة» معناى اصلى آن را «صداى بلند» ذكر نموده است و «تصيّح» را كه به معناى شكافتن چوب است از «ماده واوى» مىداند و مىگويد در اصل «تصوح» بوده است (دقت كنيد).
به هر حال مفسّران «صيحه اوّل» را نفخ صور اوّل، و «صيحه دوّم» را نفخ صور ثانى دانستهاند، در حالى كه در آيه ٥١ همين سوره كه ميان اين دو آيه قرار دارد صريحاً اشاره به نفخ صور و برخاستن مردگان از قبرها شده است، مگر اينكه گفته شود اين دو منافات با يكديگر ندارند، چرا كه دوّمى در حقيقت توضيحى براى اولى است، و مفهومش چنين است «نفخ صور دوّم چيزى جز اين نيست كه فرياد عظيمى برمىخيزد و همگى نزد ما حاضر مىشوند».
تمام اين تعبيرات بيانگر اين حقيقت است كه پايان يافتن دنيا و آغاز آخرت و رستاخيز در پيشگاه خداوند قادر متعال بسيار آسان است، و اظهار تعجب مخالفان از اين موضوع بسيار بىمورد مىباشد، تنها با يك صيحه عظيم همه مىميرند، سپس مىپوسند و خاك مىشوند، و با يك صيحه عظيم ديگر همگى حيات خويش را از سر مىگيرند، و يا سرعت در پيشگاه حق حاضر مىشوند؟
در سيزدهمين و چهاردهمين آيه بار ديگر اشاره به دو صيحه مرگ و حيات شده در نخستين آيه مىگويد: اينها (تكذيب كنندگان پيامبران) گويا انتظارى جز اين ندارند كه يك صيحه برخيزد، صيحهاى كه در آن بازگشت نيست (و همه را نابود كند!) وَ ما يَنْظُرُ هؤُلاءِ الّا صَيْحَةً واحِدةً ما لَها مِنْ فَواقٍ
در تفسير اين آيه ميان مفسّران گفتگوست، جمعى آن را اشاره به عذاب استيصال (همان عذاب دنيوى كه ريشه كافران و ظالمان را بر مىكند مانند عذاب قوم نوح و لوط و امثال آنها) دانستهاند، در حالى كه جمعى مىگويد: آيه اشاره به «نفخه صور» است، معناى اوّل با آيات قبل از آن كه سخن از مجازات قوم نوح و عاد و ثمود و امثال آنها مىگويد مناسبتر است، ولى با توجه به اينكه اين آيه تهديدى براى كفار مكه است و طبق آيه ٣٣ انفال وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ انْتَ فيهِمْ «تا زمانى كه تو در ميان آنها هستى خداوند آنان را مجازات نمىكند» عذاب استيصال درباره آنها تصور نمىشد، معناى دوّم مناسبتر به نظر مىرسد (دقت كنيد)