پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩ - ٢- نفخ صور يا فرياد مرگ و حيات
و بنابراين تفسير آيا آيه اشاره به نفخه صور اوّل است يا دوّم؟ در ميان مفسّران گفتگوست، ولى بدون شك لحن آيه با نفخه اوّل سازگارتر است، چرا كه در پايان آن مىفرمايد: «هيچ بازگشتى در آن نيست» و اين تعبير معمولًا براى نفخه مرگ گفته مىشود.
در حديثى كه از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم نقل شده نيز به همين آيه براى بيان نفخه اوّل استشهاد شده است. [١]
«فَواق» در اصل- طبق گفته بسيارى از مفسّران و اهل لغت- به معناى فاصلهاى است كه در ميان دو مرتبه دوشيدن شير از پستان شتر واقع مىشود كه معناى بازگشت به طور ضمنى در آن افتاده است و اينكه بهبودى مريض و به هوش آمدن افراد بيهوش را «افاقه» مىگويند چون بازگشت به سلامتى و هوشيارى در آن است. و به هر حال منظور اين است كه «صيحه فناى جهان» امكان بازگشت به كسى نمىدهد، و همه چيز در زمان كوتاهى پايان مىگيرد، ورق بر مىگردد و ميان انسانها و گذشته آنها سد غير قابل نفوذى ايجاد مىشود!
در آيه بعد اشاره به صيحه رستاخيز كرده، مىفرمايد: «در آن روز كه صيحه را به حق مىشنوند، آن روز خروج است» يَوْمَ يَسْمَعُونَ الصَّيْحَةَ بِالْحقِّ ذلِكَ يَوْمُ الْخُروُجِ
مفسّران اين «صيحه» را همان «صيحه رستاخيز» مىدانند، و ذيل آيه گواه روشنى بر آن است، و منظور از «حقّ» به گفته مرحوم طبرسى در مجمعالبيان و فخر رازى در تفسير كبير و آلوسى در روح المعانى ممكن است همان بعث و رستاخيز باشد، ولى ظاهر اين است كه حق در اينجا همان معناى اصليش را دارد و به تعبير «الميزان» به معناى قضاى حتمى است و رستاخيز مصداق آن است و تعبير به «يوم الخروج» روز خارج شدن از قبرهاست.
در اينكه چه كسى اين صيحه را مىشنود، ارواح قبل از ورود در اجساد، و يا اينكه هم زمان با صيحه، بدنها زنده مىشوند و روح به آنها باز مىگردد، و انسانها ادامه صيحه را مىشنوند، درست مانند بانگى كه بر شخص خواب مىزنند و او را بيدار مىكنند، در ميان مفسّران گفتگوست، هرچند كه معناى دوّم مناسبتر به نظر مىرسد.
در پانزدهمين آيه به تعبير تازهاى برخورد مىكنيم و آن تعبير به «نَقْر» است.
[١]. تفسير قرطبى، جلد ٨، صفحه ٥٦٠١ و تفسير فخر رازى، جلد ٢٦، صفحه ١٨٣.