پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨١ - نويسندگان نامه عمل
عرض كردم آيا آنچه را در آن است مىشناسد- فرمود: خداوند به او يادآورى مىكند، هيچ چشم بر هم زدن، سخن گفتن، و برداشتن گام و نه چيز ديگرى كه او انجام داده وجود ندارد مگر اينكه آنها را به خاطر مىآورد، گويى در همان ساعات انجام داده است و لذا مىگويند اى واى بر ما! اين چه كتابى است كه هيچ كار بزرگ و كوچكى نيست مگر آنكه آن را شمارش و ثبت نموده است؟!
٢- در يكى از خطبههاى نهجالبلاغه مىخوانيم كه امام امير المؤمنين عليه السلام فرمود: وَنَسْتَغْفِرُهُ مِمّا احاطَ بِهِ عِلْمُهُ، وَ احْصاهُ كِتابُهُ، عِلْمٌ غَيْرُ قاصِرٍ، و كِتابٌ غَيْرُ مُغادِرٍ: «من از خدا مغفرت مىطلبم از آنچه علمش به آن احاطه دارد، و كتابش (نامه اعمال بندگان) آن را احصا كرده، علمى كه قصورى در آن نيست، و كتاب و نامهاى كه چيزى را فرو گذار نكرده است». [١]
٣- در حديثى از امام باقر عليه السلام چنين آمده است: وَلَيْسَتْ تَشْهَدُ الْجَوارِحُ عَلَى مُؤْمِنٍ، انّما تَشْهَدُ عَلَى مَنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ كَلِمَةُ الْعَذابِ، فَامَّا الْمُؤْمِنُ فَيُؤْتى كِتابُهُ بِيَمينِهِ: «اعضاى مؤمن بر ضد او شهادت نمىدهند، اين شهادت مخصوص كسانى است كه مستحق عذابند، اما مؤمن نامه اعمالش را به دست راست او مىدهند». [٢]
٤- در حديث ديگرى از امام باقر عليه السلام مىخوانيم كه فرمود: «خداوند متعال هنگامى كه مىخواهد به حساب مؤمن رسيدگى كند نامه عملش را به دست او مىدهد، و او را حسابرس خود مىسازد و مىفرمايد: بنده من! آيا فلان كار و فلان كار را انجام دادهاى؟ عرض مىكند: پروردگارا! آرى، من انجام دادهام، مىفرمايد: من تو را بخشيدم و آن گناهت را (به خاطر حسنات فراوانى كه انجام دادى) مبدل به حسنات كردم (در اين هنگام او عارى از هرگناه در ميان مردم ظاهر مىشود) مردم مىگويند: سبحان اللَّه! آيا اين بنده حتى يك گناه نداشته؟ و اين همان است كه خداوند در قرآن فرموده: فَامّا مَنْ اوتِىَ كِتابَهُ بِيَمينِهِ فَسَوْفَ يُحاسَبُ حِساباً يَسيراً وَ يَنْقَلِبُ الى اهْلِهِ مَسْرُوراً: «اما آنها كه نامه اعمالشان به دست راستشان سپرده شده، حساب آسانى خواهد داشت، سپس خوشحال به سوى خانواده خود (در بهشت) مىروند». [٣]
٥- در سنن «ترمذى» از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم چنين نقل شده است كه فرمود: يُعْرَضُ النّاسُ يَوْمَ الْقِيامَةِ
[١]. نهجالبلاغه، خطبه ١١٤.
[٢]. بحارالانوار، جلد ٧، صفحه ٣١٨، حديث ١٤.
[٣]. بحارالانوار، جلد ٧، صفحه ٣٢٤، حديث ١٧.