پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤ - ٢- نفخ صور يا فرياد مرگ و حيات
بعضى اين سؤال را در اينجا عنوان كردهاند كه اگر انسانها در آن روز از حساب الهى وحشت دارند پس چگونه به سرعت به سوى آن مىدوند؟ و در پاسخ گفته شده است كه اين حالتى است كه بدون اختيار در آنها ايجاد مىشود، و به اين وسيله خداوند آنها را به دادگاه خويش فرا مىخواند.
چهارمين آيه ناظر به «نفخه اولى» همان نفخه مرگ انسانها و فناى جهان است، مىفرمايد: «هنگامى كه يك بار در صور دميده شود، و زمين و كوهها از جا برداشته شوند و با يك ضربه درهم كوبيده و متلاشى گردند، در آن روز واقعه عظيم رخ مىدهد»! فَاذا نُفِخَ فى الصُّوْر نَفْخَةٌ واحِدَةٌ وَ حُمِلَتِ الْأرْضُ وَ الْجِبالُ فَدُكَّتا دَكَةً واحِدةً- فَيَوْمَئِذٍ وَقَعَتِ الْواقِعَةَ
تعبير به «واحدة» در دو مورد از اين آيات، بيانگر اين است كه اين حوادث به طور ناگهانى و به صورت ضربتى تحقق مىيابد، از سوى ديگر اين تعبيرات همگى نشانه قدرت بىپايان خداست كه با يك «نفخه صور» كائنات را دگرگون مىسازد، درست همانند دميدن در يك شيپور كه يك قشون عظيم را به حركت در مىآورد يا از حركت باز مىدارد.
بىشك آيات فوق اشاره به نفخه اولى است، هرچند در لابهلاى آيات آينده سخنى از حوادث محشر و نامه اعمال و اوصاف بهشت نيز آمده است.
اين به خاطر آن است كه حوادث مزبور در راستاى پايان جهان و آغاز رستاخيز صورت مىگيرد و فاصله زيادى ميان آنها نيست، به همين دليل در بسيارى از آيات قرآن مىبينيم كه حوادث پايان جهان و رستاخيز پشت سر يكديگر قرار گرفتهاند.
و اينكه بعضى از بزرگان مفسّران اين آيه را اشاره به «نفخه دوّم» دانستهاند [١] بسيار بعيد به نظر مىرسد، چرا كه با آيهاى كه بلافاصله بعد از آن واقع شده و خبر از متلاشى شدن زمين و كوهها مىدهد سازگار نيست، گويا آياتى كه (با فاصله) بعد از آن است ايشان را به سوى اين معنا سوق داده، در حالى كه دقت در آيات مختلف قرآن كه در زمينه رستاخيز آمده نشان مىدهد كه حوادث اين دو نفخه گاهى همراه هم ذكر مىشود، كه بايد به وسيله قرائن از هم شناخته شوند.
[١]. اين تفسير در جلد ١٩ الميزان، صفحه ٣٩٧ آمده است.