پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٨ - تعبيرات مختلف قرآن درباره دوزخ
عمق دوزخ نيز مىباشد.
واژه «امّ» در اينجا به معناى جايگاه و قرارگاه تفسير شده و گاه به معناى مادر، يعنى همان گونه كه مادر فرزند خويش را در آغوش مىكشد دوزخ نيز افراد را در آغوش مىگيرد!
بعضى نيز «ام» را در اينجا به معناى «مغز سر» تفسير كردهاند، و مىگويند «هاويه» توصيفى است براى دوزخيان زيرا با سر، در آن سقوط مىكنند، ولى تفسير اوّل صحيحتر به نظر مىرسد.
در هشتمين و آخرين تعبير به واژه (لَظى) برخورد مىكنيم، كه آن نيز يك بار در قرآن آمده، در سوره معارج پس از اشاره به حال مجرمانى كه در قيامت دوست دارند همسر و برادر و فرزندان خود را براى نجات خويش قربانى كنند مىفرمايد: كَلّا انَّها لَظى- نَزّاعَةً لِلشّوى- تَدْعُو مَنْ ادْبَرَ وَ تَولّى: «آن گونه نيست كه آنها مىپندارند (بلكه) آن لظى (آتش سوزان) است- كه دست و پا و پوست سر را مىكند!- و كسانى را كه به فرمان خدا پشت كردهاند فرا مىخواند» (معارج ١٥- ١٧).
«لظى» در اصل به معنا آتش يا شعله خالص آتش است، ولى به گفته «لسان العرب» و «مفردات راغب» اين واژه نامى از نامهاى «جهنم» است (لذا به خاطر عَلَم بودن و تأنيث غير منصرف است).
«نزّاعه» به معناى چيزى است كه پى در پى جدا مىسازد، و «شَوى» به معناى دست و پا و اطراف بدن است (هر چند گاهى به معناى بريان كردن نيز آمده، ولى در اينجا مناسب همان معناى اوّل است چرا كه وقتى چيزى را در آتش مىافكند اوّل شاخ و برگ و اطراف آن مىسوزد).
بعضى نيز «شوى» را به معناى پوست تن يا پوست سر معنى كردهاند.
و از عجائب اين آتش سوزان اينكه دوزخيان را به سوى خود فرا مىخواند! آيا واقعاً دوزخ از نوعى حيات و درك و شعور برخوردار است و چنين مىكند؟ و يا جاذبه مرموزى در دوزخ است كه مستحقان را به خود جذب مىنمايد؟.
هر دو احتمال امكانپذير است، ولى ظاهر آيه همان معناى اوّل مىباشد.
اين نكته قابل توجه است كه در روايات اسلامى «نار» از نامهاى دوزخ ذكر نشده، بلكه هفت نام ديگر آمده، و هر كدام به عنوان يكى از طبقات دوزخ معرفى شده، نه اينكه اين نامهاى هفتگانه هر كدام