پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٩ - ٤- بهشت كجا است؟
وسعت زمين و آسمان دنياست.
بعضى بر اين عقيده خرده گرفتهاند كه اگر بهشت فوق فلك نهم باشد لازمهاش اين است كه در لامكان و لا جهت قرار گيرد؟ و اگر در طبقات آسمانها يا در ميان دو فلك از اين افلاك قرار گيرد، يا تداخل لازم مىآيد، يا جدايى افلاك از يكديگر، و همه اينها محال است! و با تعبير قرآن كه مىگويد وسعت بهشت به اندازه آسمانها و زمين است سازگار نيست.
ناگفته پيداست كه اين ايراد در واقع بر اساس هيئت بطلميوس و افلاك نه گانهاى است كه به اعتقاد او مانند طبقات پوست پياز روى يكديگر قرار داشتند و كمترين فاصلهاى در ميان آنها وجود نداشت، ولى اكنون كه با دلائل قطعى باطل بودن اين عقيده به ثبوت رسيده، و حتى بطلان آن در بعضى از قسمتها جنبه حسى پيدا كرده است، ديگر جايى براى اين گونه اشكالات وجود ندارد، هيچ مانعى ندارد كه بر فراز اين ستارگان ثوابت و سيار و كهكشانها، عوالم بزرگ ديگرى باشد كه از آسمان و زمين ما به مراتب گستردهتر است، و به اين ترتيب تضادى با آيه فوق نيز ندارد.
نظريه ديگر اعتقاد جمعى از فلاسفه است كه مادى بودن بهشت و دوزخ را به كلى انكار كردهاند، بنابراين به عقيده آنها بهشت نيازى به مكان مادى ندارد، بلكه در ماوراء عالم ماده و حسّ است، صدر المتألهين در اسفار در اين زمينه مىگويد:
«بدان كه هر نفسى از نفوس سعادتمندان در عالم آخرت كشور پهناورى دارد و جهانى كه عظيم و گستردهتر از تمام آسمانها و زمينهاست، ولى اين كشور خارج از ذات خود او نيست! بلكه جميع اين كشور و مملوكها و خادمان و بستگان و باغها درختان و حور و غلمان همه در درون ذات خود اوست، و قائم به او! و او نگهدارنده و ايجاد كننده آنها به اذن خداست.
سپس مىافزايد: وجود اشياء اخروى هر چند شبيه صورتهايى است كه انسان در خواب يا در آئينه مىبيند لكن ذاتاً و حقيقتاً با آن متفاوت است، درست است كه از اين نظر با هم شبيهند كه هيچكدام از آنها در موضوع هيولا (ماده جسمانى) و در مكان و جهتى كه اين مواد دارند موجود نمىباشد ... اما تفاوت اين دو باهم در اين است كه عالم آخرت و صورتهايى كه در آن واقع است جوهرى قويتر، وجودى شديدتر، و تأثيرى بزرگتر از نظر لذت والم دارد، و قوىتر و شديدتر و مؤكدتر از موجودات اين جهان است، تا چه رسد به صورتهايى كه انسان در خواب يا آئينه مىبيند، و نسبت آخرت به اين دنيا