پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٧ - ١- شدت عذاب در دوزخ
٥- ما براى ستمگران آتشى آماده كردهايم كه سراپردهاش آنها را از هر سو احاطه كرده است، و اگر تقاضاى آب كنند آبى براى آنها مىآورند همچون فلز گداخته كه صورتها را بريان مىكند، چه بد نوشيدنى است، و چه بد محل اجتماعى؟.
٦- جهنم كمينگاهى است بزرگ! و محل بازگشتى براى طغيانگران! مدتهاى طولانى در آن مىمانند- در آنجا نه چيز خنكى مىچشند و نه نوشيدنى گوارايى- جز آبى سوزان و مايعى از خونابه!.
٧- آنها (از خدا) تقاضاى فتح و پيروى كردند، و هر گردنكش منحرفى نوميد و نابود شد- و به دنبال او جهنم خواهد بود و از آب بدبوى متعفى نوشانده مىشود- به زحمت جرعه جرعه آن را سر مىكشد و هرگز به ميل خود حاضر نيست آن را بياشامد و مرگ از هر مكانى به سراغ او مىآيد، ولى با اينهمه نمىميرد! و به دنبال آن عذاب شديدى است.
تفسير و جمعبندى
زقوم- حميم- غسلين- ضريع- غسّاق- صديد
در نخستين آيه با نخستين تعبير درباره غذاى دوزخيان روبهرو مىشويم و آن درخت زقّوم است، مىفرمايد: مسلّماً درخت زقّوم طعام گنهكار است كه همانند فلز گداخته در شكمها مىجوشد، جوششى همچون آب سوزان (انَّ شَجَرَةَ الزَّقُّومِ طَعامُ الأثِيمِ- كَالمُهْلِ يَغْلِي فِي البُطُونِ- كَغَلْي الحَمِيم).
مفسّران و ارباب لغت درباره واژه «زقّوم» و معناى آن كه سه بار در قرآن مجيد آمده [١] سخنان زيادى دارند، بعضى آن را واژه عربى از ماده «زقم» به معناى بلعيدن مىدانند، و بعضى گفتهاند اين واژه در عربى وجود نداشته و از نقاط آفريقايى (حبشه) به محيط عرب آمده است.
جمعى از مفسّران و اهل لغت آن را نام گياهى تلخ و بدبو مىدانند كه داراى برگهاى كوچكى است، و در سرزمين تهامه از جزيره عرب مىروئيده، و مشركان با آن آشنا بودهاند، گياهى كه شيرهاش بسيار تلخ و تند است، به گونهاى كه وقتى به بدن اصابت كند متورم مىشود. [٢]
[١]. آيات ٦٢، صافات و ٤٣ دخان و ٥٢ واقعه.
[٢]. تفسيرهاى مجمعالبيان، روح المبيان و روح المعانى.