پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٥ - ٢- انواع شفاعت (شفاعت تكوينى و تشريعى)
به گنهكاران تفسير كرده، و آن را با شفاعت اطرافيان سلاطين جبّار مقايسه نمودهاند روشن مىشود، زيرا عوامل زير بنايى شفاعت در مفهوم شرعيش عواملى است سازنده، و بر اساس لياقتهاست در حالى كه شفاعت رائج در ميان مردم در بسيارى از موارد از نيازهاى طرفينى و رابطههاى شخصى و خصوصى و غير منطقى سرچشمه مىگيرد.
شفاعت الهى تربيت كننده است، و شفاعتهاى معمولى گاه سبب جرأت بر گناه است.
آياتى كه در بالا آوردهايم نيز گواه زندهاى بر اين معناست زيرا براى شفاعت شوندگان اوصافى ذكر مىكنند كه همگى ناظر به جنبههاى مثبت و لياقت و شايستگى است، هرچند اين شايستگى بر اثر بعضى از اعمال صالح باشد.
٢- انواع شفاعت (شفاعت تكوينى و تشريعى).
با يك نظر وسيع مىبينيم شفاعت از نظر مصداقهاى خارجى آنقدر گسترده است كه تمام عالم هستى و جهان اسباب را در بر مىگيرد، زيرا كمك موجودات قوىتر به پرورش و نجات موجودات ضعيفتر در جاى جاى جهان تكوين به چشم مىخورد.
هنگامى كه بذر گياه شكافته مىشود، و جوانه ضعيف و ناتوان از آن سر بر مىآورد، زمين مواد غذايى خود را در اختيار آن گذارده، آفتاب با حرارت و گرمى و نيروى مرموز خود بر آن مىتابد، و ابرهاى پر بار دانههاى حياتبخش خود را پى در پى بر آن فرو مىريزند تا اين موجود ضعيف و ناتوان قدرت گيرد و از لابلاى موانع بگذرد و سرانجام به درختى تنومند كه شاخههاى پر از ميوه است مبدل گردد، اين يك صحنه روشن از شفاعت تكوينى است.
قرار گرفتن پدر و مادر نيرومند در كنار نوزاد ضعيف، باغبان در كنار نهالها، معلم دانشمند در كنار طفل ابجد خوان، صحنههاى ديگرى از شفاعت تكوينى مىباشد، و به اين ترتيب تمام عالم اسباب و علت و معلول را مىتوان صحنههاى گوناگونى از اين شفاعت شمرد.
مسلماً آفتاب و باد و باران و زمين هرگز به يارى چوب خشك نمىشتابند، آن هيزم است و سرنوشتى جز سوختن ندارد، بلكه به كمك جوانههاى نوخاسته، نهالهاى ضعيف، و خلاصه موجوداتى كه نوعى