پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٦ - ٣- فلسفه شفاعت
شايستگى را براى كمال در خود حفظ كردهاند، مىشتابند.
هرگاه اين الگوى روشن را از جهان تكوين به عالم تشريع يعنى شفاعتهاى انبياء و اولياء براى گنهكاران ببريم، هم مفهوم واقعى شفاعت قرآنى روشن خواهد شد و هم به تمام ايرادهاى ناآگاهان پاسخ داده مىشود، و در اين حال شفاعت مفهوم تربيتى خود را كاملًا نشان مىدهد.
جالب اينكه اميرمؤمنان علي عليه السلام در نهج البلاغة در كلمات قصارش جملهاى دارد كه اين معنا را با تعبير بسيار زيبايى منعكس ساخته است، مىفرمايد: الشَّفِيعُ جَناحُ الطَّالِبِ: «شفاعت كننده بال و پر طلب كننده است»! [١]
همان گونه كه پرندگان كوچك و نوزاد كه قادر بر پرواز نيستند به كمك پدر و مادر خويش به پرواز در مىآيند، و آنها به حكم بال و پر او هستند، و به او كمك مىكنند تا به صورت يك پرنده كامل در آيد، شفاعت كنندگان الهى نيز شفاعت شوندههاى ضعيف را كمك مىكنند تا در آسمان سعادت و كمال به پرواز در آيند! (دقت كنيد).
٣- فلسفه شفاعت
از آنچه در تفسير مفهوم شفاعت گفته شد، و نيز اشارات متعددى كه در تفسير آيات آورديم، فلسفه شفاعت كاملًا روشن مىشود.
شفاعت نه تشويق به گناه است و نه چراغ سبز براى معاصى، نه عامل عقب افتادگى و نه چيزى شبيه پارتى بازى در جامعههاى دنيا امروز، بلكه يك مسأله مهم تربيتى است كه از جهات گوناگون آثار مثبت و سازنده دارد، از جمله:
الف: ايجاد اميد و مبارزه با روح يأس- بسيار مىشود كه غلبههاى هواى نفس سبب ارتكاب گناهان مهمى مىشود و به دنبال آن روح يأس بر كسانى كه مرتكب آن گناهان شدهاند غلبه مىكند، و اين يأس آنها را به آلودگى بيشتر، و غوطهور شدن در گناهان سوق مىدهد، زيرا آنها فكر مىكنند آب از سرشان گذشته، بنابراين چه يك قامت چه صد قامت!.
[١]. نهجالبلاغه، كلمات قصار، كلمه ٦٣.