پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٢ - الف آيا شفاعت تشويق به گناه نيست؟!
متفاوت با آنچه در ميان توده مردم است دارد، و اشتباه اين دو با يكديگر سرچشمه اصلى بسيارى از اشكالات و اشتباهاتى است كه در اين مسأله رخ داده، و در حقيقت پاسخ غالب اين اشكالات در همان تحليل مفهوم واقعى شفاعت اسلامى نهفته شده است، با اين اشاره اجمالى به شرح اين ايرادات و پاسخ آنها باز مىگرديم:
الف: آيا شفاعت تشويق به گناه نيست؟!
آيا اميد به شفاعت و تكيه بر آن سبب نمىشود كه گروهى از مردم آن را چراغ سبز براى ارتكاب گناهان تلقّى كنند، و به اين اميد كه شافعان روز جزا آنها را از عذاب الهى رهايى مىبخشند، تن به انواع گناهان كبيره دهند، و خيال خود را از تهديدات الهى به عذاب راحت سازند؟ يا به تعبير ديگر:
مجازاتهاى قيامت ضمانت اجرايى براى ترك تخلف از قوانين الهى است، آيا شفاعت اين ضمانت اجرايى را در هم نمىشكند؟
پاسخ:
همانگونه كه قبلًا گفته شد شفاعت به مفهوم قرآنى نه تنها تشويق به گناه نمىكند، بلكه يك عامل بازدارنده قوى است، زيرا سبب مىشود كه افراد آلوده در هر مرحلهاى كه هستند متوقّف شوند و در مسير گناه پيشروى نكنند، بلكه تدريجاً بازگردند.
و به تعبير ديگر شفاعت اسلامى مولود نوعى رابطه ميان شفاعت كننده (اولياء اللَّه يا قرآن يا مانند آن) و شفاعت شونده است، و منوط به اذن الهى است كه آن هم نياز به زمينههاى الهى دارد، بنابراين اميد شفاعت به انسان مىگويد: بايد رابطه خود را با اولياء اللَّه از نظر ايمان و عمل برقرار سازى و در زمينه رضاى الهى را فراهم كنى تا در آن روز سخن آبرويى براى شفاعت نزد آنان داشته باشى.
لذا اميد شفاعت هم يك عامل بازدارنده از گناه است و هم عاملى براى دعوت به تجديد نظر در گذشته تاريك.
اين نكته نيز گفتنى است كه هيچكس تضمينى درباره شفاعت از هيچيك از اولياء اللَّه نگرفته است، و هيچ گنهكارى نمىتواند مطمئن به شفاعت باشد، بلكه اين مسأله فقط به صورت يك اميد و يك احتمال