پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢١ - ٥- برخوردهاى مملو از محبت
محله اوّل قرار گرفتهاند كه در مقام معرفت الهى به جايى رسيدهاند كه با چشم دل او را از نزديك مىبينند، و صديقين كسانى هستند كه در مرحله دوّم معرفتند مانند كسى كه چيزى را از دور با چشم مىبيند، و شهداء در مرحله سومند مانند: كسى كه با دلائل عقلى به وجود چيزى پى مىبرد، و صالحان در مرحله چهارمند همچون كسانى كه از طريق تقليد و پيروى از بزرگان اهل فن چيزى را پذيرا مىشوند. [١]
البته بسيار مىشود كه شهداء و صالحان و صديقان بر خود انبياء نيز اطلاق مىشود، منتها ممكن است گفته شود وقتى اين چهار وصف در مقابل هم قرار مىگيرند چنين معنايى را مىبخشند.
تفسير جالبترى كه براى اين چهار وصف با اين ترتيب به نظر مىرسد اين است كه براى هدايت جامعه انسانى نخست نياز به وجود انبياء (رهبران الهى) داريم و به دنبال آن صديقان يعنى مبلغان صادق در قول و عمل كه به نشر دعوت آنها بپردازند، و در مرحله بعد هنگامى كه به مانع برخوردند بايد افرادى به دفاع برخيزند و قربانى دهند تا سرانجام صالحان در آن جامعه حاكم شوند.
ضمناً بايد توجه داشت كه معناى همراه بودن با اين گروههاى چهارگانه وحدت مقامات آنها نيست، بلكه به معناى امكان ارتباط با يكديگر است همان گونه كه يك شاگرد با استاد يا يك سرباز با فرمانده خود تماس مىگيرد.
شبيه همين معنا- البته در لباس ديگرى- در آيه ٤٧ حجر آمده است مىفرمايد: وَنَزَعْنا ما في صُدُورِهمْ مِنْ غِلّ اخْواناً عَلى سُرُرٍ مُتَقابِلينَ: «هرگونه كينه و حسد و خيانت را از سينه آنها بر مىكنيم، در حالى كه همه برادرند و بر تختها روبهروى يكديگر قرار گرفتهاند (شرح و تفسير اين آيه قبلًا گذشت).
در آيه ٣١ كهف نيز اشارهاى به اين معنا ديده مىشود.
به هر حال وجود اين دوستان والا مقام و صالح و تماس آنها از بزرگترين لذات معنوى بهشتيان است.
٥- برخوردهاى مملو از محبت
آنچه فضاى زندگى را روشن و پر از نشاط مىكند سخنان محبتآميزى است كه ميان انسانها رد و
[١]. اقتباس از تفسير روحالمعانى، جلد ٥، صحفه ٦٨.