پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤ - پيشگفتار
جداگانه مورد بحث و بررسى قرار دهيم همان تفسير ترتيبى است.
هريك از اين دو نوع تفسير مزايا و آثارى دارد كه ما را از يكديگر بىنياز نمىسازد و به مصداق «هر چيز به جاى خويش نيكوست» هر دو نوع تفسير براى پژوهندگان قرآن ضرورى است و لازم است. (البتّه در آغاز كار تفسير ترتيبى سپس تفسير موضوعى)!
«تفسير ترتيبى» اين مزايا را دارد:
جايگاه هر آيه را با زمان و مكان نزولش با آيات قبل و بعدش، با قرائن داخلى و خارجى آن روشن مىسازد كه بدون اينها فهم دقيق معناى آيه ممكن نيست.
به تعبير ديگر تفسير ترتيبى هر آيهاى را درست در جاى خود مىبيند، و رابطه آنرا با حيات جامعه اسلامى و پيشرفت و تكامل آن در نظر مىگيرد، و اين رابطه مسائل زيادى را كشف مىكند.
در حالىكه در تفسير موضوعى آيات از شكل حوادث عينى و جزئى در آمده شكل كلى به خود مىگيرد و از جايگاه خود تا حدى دور مىشود.
ولى در عوض تفسير موضوعى مىتواند از مسائل زير پرده بردارد:
١- ابعاد پراكنده يك موضوع را كه در آيات مختلف آمده در كنار هم قرار مىدهد و موضوعات را به صورت چند بعدى و جامع مىنگرد و طبعاً حقايق تازهاى از آن كشف مىكند.
٢- ابهاماتى كه در بدو نظر در بعضى از آيات قرآن به چشم مىخورد با توجه به اصل اساسى «القرآن يفسر بعضه بعضاً» (آيات قرآن يكديگر را تفسير مىكنند) بر طرف مىسازد.
٣- جهانبينى اسلام، و بطور كلى، نگرش آن را در هر مسأله و هر موضوع آشكار مىسازد.
٤- بسيارى از اسرار نهفته قرآن را تنها با روش تفسير موضوعى مىتوان آشكار ساخت و به ژرفاى آيات آن تا آنجا كه در حوصله استعداد انسانهاست دست يافت.
بنابراين هيچ مسلمان ژرف انديش و آگاهى بىنياز از اين دو نوع تفسير نيست.
گرچه از قديمىترين ايام حتى از عصر ائمه هدى عليهم السلام تفسير موضوعى مورد توجه بوده، و دانشمندان اسلام در اين زمينه كتابها نوشتهاند كه نمونه روشن آن كتابهاى «آيات الاحكام» است، ولى بايد اعتراف كرد كه تفسير موضوعى از رشد شايسته خود بىنصيب بوده، و هنوز مراحل طفوليت خود