پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٣ - ١١- ابديت نعمتهاى بهشتى
مىشود سرد و خنك است! در حالى كه «اشك غم و اندوه» همواره داغ و سوزان است، و لذا عرب هنگامى كه مىخواست بگويد: فلان موضوع يا فلان حادثه شديداً مايه سرور و خوشحالى است، تعبير به «قرّة العين يا قرّة اعين» مىكرد و از آنجا كه اين تعبير در فارسى وجود ندارد معادل و شبيه آن را به كار مىبريم، و مىگوييم: «مايه روشنى چشم» است.
به هر حال بعضى از كلمات و آيات است كه هرچه فكر انسان با آن اوج مىگيرد و پرواز مىكند به گرد آن نمىرسد و هرچه آن را كاوش مىكند به مفاهيم بيشترى دست مىيابد، تا آنجا كه فكر باز مىايستد و اعتراف مىكند كه به اعماق مفهوم آن نرسيده است، و آيه مورد بحث كه اشاره سربسته و بسيار پرمعنايى به مواهب عظيم و معنوى و روحانى بهشتيان است به راستى اين گونه است، چرا كه مفهوم آيه اين است هيچكس حتى پيامبران مرسل، و فرشتگان مقرب الهى، نيز نمىتوانند به اين حقيقت پى برند كه خداوند براى بندگان خاصش نهفته است؟!
مسلماً آنها درجاتى از قرب ذات پاك او، و مراحلى از وصال ديدار او، و مراتبى از عنايات و الطاف او مىرسند كه تا كس بدان نرسد نمىتوان آن را درك كند!
و چه زيبا گفته است آن شاعر:
|
روزى كه روم همره جانان به چمن |
نه لاله وكل بينم و نه سرو وسمن |
|
|
رازى كه ميان من و او گفته شود |
من دانم، واو داند، واو داند و من! |