پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٢ - ١٠- همسران بهشتى
مردى كه داراى چشمان درشت جذاب و زيبا باشند اطلاق مىشود.
ضمناً بايد توجه داشت كه هم واژه «حور» و هم واژه «عين» بر مذكر و هم بر مؤنث هر دو اطلاق مىگردد لذا مفهوم گستردهاى دارد كه همه همسران بهشتى را شامل مىشود، همسران زن براى مردان با ايمان، و همسران مرد براى زنان مؤمن (در اين زمينه باز هم سخن خواهيم گفت).
تكيه بر زيبايى چشمان آنها- همانگونه كه قبلًا نيز اشاره شد- به خاطر آن است كه زيبايى انسان قبل از هر چيز، و بيش از هر چيز، در چشمان اوست، و در واقع اين تعبير سمبلى براى زيبايى تمام جسمان و جان است.
«لُؤْلُؤْ» به معناى مرواريد «مَكْنُونْ» به معناى پنهان در صدف است كه به هنگام خارج شدن از صدف زيبايى و شفافيت و جذابيت فوقالعادهاى دارد، تشبيه «حور العين» به «لؤلؤ مكنون» اشارهاى به لطافت و زيبايى بىحد آنهاست و نيز ممكن است اشاره به اين معنا باشد كه آنها كاملًا از چشم ديگران مستورند، نه دستى به آنها رسيده، و نه چشمى بر آنها افتاده است!
بعضى از مفسّران نيز گفتهاند چون «حور» از ماده «حيرت» گرفته شده مفهومش اين است كه همسران بهشتى چنان زيبا هستند كه چشم از ديدنشان حيران مىشود. [١]
در توصيف ديگرى از «حوران بهشتى» بعد از آنكه آنها را به عنوان زنانى نيكو خلق و زيبا توصيف مىكند، مىافزايد: «آنها مقصورات در خيمههاى بهشتى هستند» (حُورٌ مَقْصُوراتٌ في الْخِيامِ) مقصور را به معناى مستور تفسير كردهاند، و بعضى گفتهاند منظور مصون و محفوظ بودن آنها از ديد ديگران و عدم ابتذال آنهاست، بعضى نيز در تفسير آن گفتهاند اشاره به اين است كه آنها تنها چشم به همسرانشان دوختهاند، و به غير آنها عشق نمىورزند و علاقه ندارند، همان چيزى كه در تفسير «قاصِراتُ الطَّرْفِ» نيز گفته شده است، زيرا «طرف» (بر وزن حرف) به معناى پلك چشمهاست و از آنجا كه هنگام نگاه كردن پلكها به حركت درمىآيد، اين واژه به معناى حركت كردن چشمها به كار مىرود، بنابراين قاصِراتُ الطَّرْفِ اشاره به زنانى است كه نگاهشان كوتاه، يعنى مخصوص همسرانشان است، و اين بزرگترين امتياز همسر است كه جز به همسرش نينديشد، و به غير او علاقه نداشته باشد.
اين نكته نيز قابل توجه است كه «خيمه» در لغت عرب تنها به معناى خيمههاى پارچهاى نيست، بلكه هر ساختمان مدورى را خيمه مىگويند، حتى بعضى از ارباب لغت گفتهاند هر ساختمانى كه از سنگ و آجر و غير آن باشد خيمه است و ريشه اصلى آن طبق گفته «مقاييس اللغه» به معناى اقامه و ثبات است.
[١]. ابوالفتوح رازى در تفسير خود آن را از بعضى مفسران پيشين نقل كرده است (جلد ١١، صفحه ١٣).