پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٠ - ٦- شرابهاى طهور
نشاطآور، و ديگرى سست كننده و آرام بخش كه اوّلى را با زنجبيل مىآميخته و دوّمى را با كافور، و از آنجا كه حقايق مربوط به جهان ديگر در قالب الفاظ جهان ما مىگنجد، چارهاى جز اين نيست كه اين الفاظ با مفاهيم وسيعتر و والاتر براى بيان آن حقايق عالى استخدام شود.
جمعى از مفسّران نيز گفتهاند كافور چشمهاى است در بهشت كه در سفيدى و خنكى و خوشبويى همچون كافور است ولى طعم و زيان آن را ندارد (بايد دانست كه كافور معمولى يك نوع صمغ است كه آن را از درختى در جنوب چين يا كشور هند مىگيرند و مصارف طبّى دارد) امّا تفسيرى كه در بالا گفتيم مناسبتر به نظر مىرسد چرا كه شراب كافور در مقابل شراب زنجبيل قرار گرفته است.
قابل توجه اينكه قرآن مىگويد اين شراب زنجبيلى از چشمهاى در بهشت گرفته مىشود كه نامش «سلسبيل» است! بسيارى معتقدند كه واژه «سلسبيل» از «سَلاسَه» به معناى روانى گرفته شده و اشاره به نوشيدنى بسيار لذيذى است كه با راحتى در دهان و گلو جارى مىشود و كاملًا گواراست.
بعضى نيز آن را از ماده «تسلسل» كه به معناى حركت پى در پى است مىدانند و باز اشاره به روان بودن آن است.
بعضى نيز اين واژه را مركب از دو كلمه «سال» و «سبيل» كه به معناى طلب كردن راه است، مىدانند و آن نيز اشاره به روانى و گوارايى است.
به هر حال از مجموع همه تفسيرها به خوبى استفاده مىشود كه چشمه سلسبيل داراى شرابى است لذيذ و كاملًا گوارا.
سومين نوشيدنى بهشتى كه در آيات فوق به آن اشاره شده بود همان «شراب طهور» است كه ساقى آن خداست، و اثر آن پاك كردن تمام آلودگى جسم و جان است (و اين شراب مانند دو قسمت سابق مخصوص گروه ابرار و نيكان مىباشد) به عكس شراب دنيا كه هم نجس و هم ناپاك است و هم آلوده كننده جسم و جان.
جمعى از مفسّران گفتهاند اين شراب نوعى نوشيدنى است كه آن را بعد از غذاهاى بهشتى مىخورند و همه فضولات درونى را پاك مىكند، و فقط چيزى به صورت عرق خوشبو و معطر از پوست تنشان تراوش مىكند! در تفسير فخر رازى اين معنا به عنوان روايتى ذكر شده است.
در تفسير الميزان اشاره به پاكسازىهاى روحانى اين «شراب طهور» شده كه آلودگىهاى غفلت از