پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩١ - ٦- شرابهاى طهور
خداوند و حجابهاى مانع از توجه به او را بر مىدارد.
در تفسير «منهج الصادقين» از امام صادق عليه السلام آمده است «چون مؤمن شراب طهور بياشامد ما سوى اللَّه را فراموش كرده و به تمام معنا متوجه خداوند مىشود». [١]
در سوره مطففين باز ضمن شرح نعمتهاى بهشتى «نيكان» مىفرمايد: يُسْقَوْنَ مِنْ رَحيقٍ مَخْتُومٍ: «آنها از شراب زلال دست نخورده و سربستهاى سيراب مىشوند».
سپس مىافزايد: خِتامُهُ مِسْكُ وَ في ذلِكَ فَلتيَتَنافَسِ الْمُتَنافِسُونَ: «مُهرى كه بر آن نهاده شده از مشك است، علاقهمندان بايد در كسب چنين نعمتى بر يكديگر پيشى گيرند»!
و در پايان مىفرمايد: وَ مِزاجُهُ مِنْ تَسْنيمٍ عَيْناً يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ: «اين شراب ممزوج با تسنيم است، همان چشمهاى كه مقربان از آن مىنوشند»!
واژه «رَحيقْ» به گفته غالب مفسّران به معناى شراب خالصى است كه از هرگونه غش و آلودگى بر كنار باشد، بعضى نيز افزودهاند زلال و درخشان روشن باشد.
«مَحْتُومْ» به معناى «مهر نهاده» است كه امروز به جاى آن تعبير در بسته و پلمپ شده به كار مىبريم، و تأكيد مجددى بر پاكى و خلوص و دست نخوردگى آن است.
و اينكه مىفرمايد: «خِتامُهُ مِسْكٌ» اشاره به چيزى است كه در گذشته و امروز معمول بوده و هست كه براى اطمينان از دست نخورده بودن چيزى آن را در ظرفى مىنهادند و در آن را با ريسمان يا مفتولى مىبستند، سپس آن را گره زده و روى گره مقدارى گل سفت يا خمير يا لاك و گاهى سرب مىنهادند، و روى آن مهر مخصوصى مىزدند، به طورى كه راه يافتن به درون ظرف جز با شكستن آن مهر ممكن نبود، و لذا هميشه بعد از دريافت چنين ظرفى اوّل نگاه به مهر آن مىكردند كه آيا دست نخورده است يا نه؟
عرب از آن تعبير به «مَخْتُوم» (مهر نهاده) مىكرد.
جالب اينكه در آيات فوق مىفرمايد: مهرى كه بر اين ظرفهاى دست نخورده مىنهند از مشك است كه ماده عطر آگين بسيار معروفى است، چون بهشتيان اين مهر را بشكنند بوى عطر مشك در فضا
[١]. منهج الصادقين، جلد ١٠، صفحه ١١٠ (طبق نقل تفسير اثنى عشرى ذيل آيه مورد بحث).