پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٠ - گروههاى پنجگانه آيات شفاعت
كند ولى رضايت مربوط به باطن است و از آنجا كه گاه اعلام رضايت ممكن است تحميلى باشد و رضاى باطنى در آن نباشد اين دو در اينجا با هم آمده است تا تأكيدى بر مقصود باشد، هرچند در مورد خداوند تحميلى تصوّر نمىشود و اذن و رضاى او هماهنگ است (دقت كنيد).
آيا اين اذن مربوط به شفاعت «شفاعت كنندگان» است، يا «شفاعت» شوندگان»؟ آيه مورد بحث تاب هر دو معنا را دارد، هرچند در مجموع مناسبتر آن است كه ناظر به «شفاعت كنندگان» باشد، يعنى خداوند اجازه شفاعت به آنها بدهد و از شفاعتشان راضى باشد.
«چهارمين گروه» آياتى است كه «براى شفاعت كننده، يا شفاعت شونده، شرائطى ذكر مىكند» از جمله در نهمين آيه مورد بحث ضمن نفى شفاعت بتها مىفرمايد: «كسانى را كه غير از او (خدا) مىخوانند، قادر بر شفاعت نيستند» (وَ لا يَمْلِكُ الذَّينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الشَّفاعَةَ).
سپس گروهى را استثناء كرده، مىفرمايد: «مگر كسانى كه شهادت به حق دادهاند و به خوبى آگاهند» (و مىدانند براى چه كسى اجازه شفاعت دارند) (الّا مَنْ شَهِدَ بِالحَقِّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ).
ظاهر اين است كه اين وصف براى «شفيعان» است و منظور از شهادت به حق كه وصف اوّل آنها است، اين است كه موحد و يكتاپرست باشد، يعنى جز در سايه توحيد و نفى بتها و استمرار از عنايات الهى شفاعت ممكن نيست.
بعضى از مفسّران نيز گفتهاند اين توصيف براى «شفاعت شوندگان» است، يعنى شفاعت تنها شامل حال كسانى مىشود كه شهادت به حقّانيت خداوند و يكتايى او دادهاند، و مشركان هرگز مشمول شفاعت نخواهند شد.
ولى ظاهر آيه همان تفسير اوّل است، زيرا تفسير دوّم نياز به تقدير دارد [١] و تقدير خلاف ظاهر است.
در مورد توصيف دوّم (وَ هُمْ يَعْلَمُونَ) نيز همين دو تفسير آمده است، اگر وصف براى «شفاعت كنندگان» باشد، مفهومش آن است كه آنها كسانى هستند كه شهادت به حق را از روى علم و آگاهى
[١]. تقدير آيه بايد چنين باشد: «الّا لمن شهد بالحقّ».