پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٨ - گروههاى پنجگانه آيات شفاعت
«گروه سوّم» آياتى است كه «شفاعت را منوط به اذن خداوند مىكند» و در حقيقت مكمّل آيات گروه دوّم است، لذا در پنجمين آيه مورد بحث با يك استفهام انكارى مىفرمايد: «چه كسى مىتواند نزد خدا شفاعت كند جز به اذن او»؟ (مَنْ ذَا الذَّي يَشْفَعُ عِنْدَهُ الّا بِاذْنِهِ).
بنابراين پيامبران و اولياء اللَّه و شافعان روز جزا همگى مشروعيّت شفاعت خود را از خدا مىگيرند، و تنها به اذن او شفاعت مىكنند، و مسلّم است كه اذن او نيز از حكمت او سرچشمه مىگيرد، يعنى روى حساب و كتابى است، و تاكسى شايسته شفاعت نباشد، اذن براى شفاعت او داده نمىشود (اين سخن را در نظر داشته باشيد تا شرح بيشتر درباره آن به موقع داده شود).
قابل توجه اينكه در آيه فوق (آية الكرسي) اين جمله بعد از آن گفته شده كه مقام قيّوميّت و مالكيت را نسبت به تمام آنچه در آسمانها و زمين است براى خدا تثبيت مىكند، بنابراين شفاعت، از مالكيت و حاكميت و قيّوميت او سرچشمه مىگيرد.
و به اين ترتيب خط بطلان بر عقائد بتپرستان مىكشد كه پرستش بتها را به بهانه شفاعت آنها در درگاه خدا مىدانستند.
همين معنا در ششمين آيه به صورت ديگرى آمده است، مىفرمايد: «در آن روز (روز قيامت) شفاعت سودى نمىبخشد، جز كسى كه خداوند رحمان اجازه براى او داده و از گفتار او راضى است» «يَوْمَئِذٍ لاتَنْفَعُ الشَّفاعَةُ الّا مَنْ اذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ رَضِي لَهُ قَوْلًا).
در اينكه منظور از «من اذن له الرحمن» كيست؟ دو احتمال وجود دارد: نخست اينكه منظور شفاعتكنندگان است كه به اذن خدا عهدهدار اين مقام مىشوند، و ديگر اينكه شفاعت شوندگان است كه به اذن خداوند مشمول شفاعت مىگردند.
ولى احتمال اوّل صحيحتر به نظر مىرسد، چرا كه هماهنگ با آيه گذشته (آية الكرسي) است، در آنجا نيز سخن از اذن براى شفيعان بود آيهاى كه بعد مىآيد نيز شاهد ديگرى بر اين مدعاست، و لذا در اينجا بسيارى از مفسّران همين معنا را برگزيدهاند.
جمله «وَرَضِي لَهُ قَوْلًا» نيز تاب دو معنا دارد نخست اينكه به شفيعان بر گردد يعنى شفاعت كسانى پذيرفته مىشود كه خداوند از گفتار و شفاعت آنها راضى است، و به اين ترتيب هر دو جلمه مؤكد يكديگرند.