پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٦ - گروههاى پنجگانه آيات شفاعت
وسيله نجات بسيارى از مجرمان مىگردد اشاره شده است:
نخست اينكه كسى جريمه ديگرى را بر عهده گيرد، دوّم شخص آبرومندى براى او شفاعت كند، سوّم غرامت از مجازات عفو شود، چهارم گروهى به ياريش برخيزند، و او را در چنگال مجازات رهايى بخشند، در قيامت هيچ يكى از اينها مفهومى نخواهد داشت.
سخن در اين است كه در اينجا شفاعت به طور كلّى نفى شده است، ولى آيا اين مخصوص به قوم يهود است كه راه كفر و عناد و دشمنى با حق را پيش گرفته بودند، و حتّى انبياء الهى را به قتل مىرساندند، بنابراين منافاتى با آيات شفاعت و روايات متواترى كه مىگويد پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم و ساير معصومين براى گنهكاران اين امّت شفاعت مىكنند ندارد.
با اين كه آيه ناظر به پندار يهود است كه گمان مىكردند پدرانشان براى آنها در قيامت شفاعت مىكنند، آيه خطّ بطلان بر اين پندار مىكشد و آنها را مأيوس مىسازد، يا اينكه ظاهر آيه، اطلاق دارد و هر نوع شفاعتى را درباره هركس نفى مىكند.
ولى آيات ديگرى كه در ذيل خواهد آمد به ضميمه روايات متواتره و اجماع امّت، آيه را مخصوص كفّار و افرادى كه بر اثر گناهان سنگين از شفاعت محرومند مىنمايد، بنابراين آيه فوق به منزله عموم است و آيات ديگر جنبه خصوصى دارند و آن را تخصيص مىزنند و هرگونه ابهامى را در اين زمينه برطرف مىسازند.
شرح اين سخن به زودى خواهد آمد.
«گروه دوّم» آياتى است كه «شفاعت را مخصوص خدا مىشمرد».
از جمله سوّمين آيه مورد بحث است، كه بعد از اشاره به خلقت آسمانها و زمين و حاكميّت خدا بر همه چيز مىفرمايد: «هيچ ولى و شفاعت كنندهاى براى شما جز او وجود ندارد» (خالق اوست، مدبّر عالم نيز ذات پاك اوست، بنابراين مقام ولايت و شفاعت نيز مخصوص ذات مقدس او مىباشد) (مَا لَكُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِيّ وَ لا شَفيعٍ).
به اين ترتيب شفيع على الأطلاق و بالذات خالق و مدبّر عالم هستى است زيرا شفاعت نيز نوعى