پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٥ - گروههاى پنجگانه آيات شفاعت
ولى عدم توجه به تفسير موضوعى اين آيات و نظر افكندن به بعضى از آنها و كنار گذاشتن بقيه در مطالعات كلى بحث شفاعت، اشكالات زيادى را بر انگيخته است، و گاه به گمراه شدن و گمراه ساختن ديگران انجاميده است، و اين تقصير كسانى است كه آگاهانه يا ناآگاهانه به تفسير موضوعى پشت كرده و خواستهاند چنين بحثهايى را كه جز از اين طريق قابل حل نيست، با تكيه فقط بر يك يا چند آيه حل كنند، يا راستى در اين انتخاب كردن بعضى از آيات براى اثبات مقصود خود سوء نيست داشتهاند.
به هر حال آيات فوق در حقيقت به پنج گروه مشخص كه هر كدام هدفى را تعقيب مىكند تقسيم مىشود.
«گروه اوّل» آياتى است كه شفاعت را به كلى نفى مىكند مانند آيه اوّل و دوّم.
در نخستين آيه بعد از ذكر قسمتى از حالات مجرمان بىايمان در دوزخ و گفتگوى بهشتيان با آنان مىفرمايد: «شفاعت شفاعتكنندگان» به حال آنها سودى نمىبخشد» (فَما تَنْفَعُهُمْ شَفاعَةُ الشَّافِعينَ.).
اين آيه گرچه هرگونه شفاعت را در مورد اين گروه به طور كلى نفى مىكند (اعم از شفاعت انبياء و اوصياء و فرشتگان و صديقين و شهداء و صالحين) ولى تعبير به «شافعين» كه ظهور در فعليت دارد نشان مىدهد در آن روز شفاعتكنندگان و شفاعت شوندگانى هستند، ولى شفاعت آنها شامل حال اين گروه كه پيوسته روز قيامت را تكذيب مىكردند و نماز و اطعام مسكين را به كلى ترك كرده بودند، نمىشود.
تعبير به «فَمان تَنْفَعُهُمْ» (بنابراين، شفاعت سودى به حال آنها ندارد ..) نيز نشان مىدهد كه وضع حال و اعمال و عقائد آنها چنين محروميتى را به دنبال آورده است.
روى اين حساب اگرچه اين آيه جزء آيات نفى شفاعت است، ولى در متن آن و به طور ضمنى اثبات شفاعت به صورت سربسته آمده است.
در آيه دوّم نيز شفاعت، نفى شده است، و مىفرمايد: «از آن روز بترسيد كه هيچكس مجازات ديگرى را نمىپذيرد، و شفاعت نيز از او پذيرفته نخواهد شد، و غرامتى (براى آزاد كردن از عذاب) از او نمىگيرند و كسى به ياريش بر نمىخيزد» (وَاتَّقُوا يَوْماً لا تَجْزي نَفْسٌ عَنْ نَفْسِ شَيْئاً وَ لا يُقْبَلُ مِنْها شَفاعَةٌ وَ لا يُؤْخَذُ مِنْها عَدْلٌ وَ لاهُمْ يُنْصَرُونَ).
گرچه مخاطب در اين آيه- به قرينه آيه سابق بر آن- قوم يهودند، ولى حكم آيه جنبه عموميت دارد و تمام راههاى نجات را به روى خلافكاران مىبندد، و از ميان آنها به چهار طريق مهم كه در اين دنيا