پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٤ - صراط و مرصاد
ولى از مجموع آيات مختلف قرآن كه اين واژه در آن به كار رفته است چنين استفاده مىشود كه اين واژه هم به معناى حضور و نزديكى به كار رفته و هم به معناى دخول، يعنى مفهوم عامى دارد كه هر دو را شامل مىشود لذا خطاب به بتپرستان مىگويد: انَّكُمْ وَ ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُوَنِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ انْتُمْ لَها وارِدونَ- لَوْ كانَ هَؤُلاءِ آلِهَةً ما وَرَدُوها وَ كلٌ فيها خالِدونَ: «شما و آنچه غير از خدا مىپرستيد هيزم جهنميد! همگى در آن وارد مىشويد، اگر اينها خدايان بودند هرگز در آن وارد نمىشدند، و همه جاودانه در آن خواهند بود» (انبياء ٩٨ و ٩٩).
بنابراين مانعى ندارد كه ورود در آيه مورد بحث به معناى قرب و نزديكى و اشراف تفسير شود و اشارهاى به پل صراط باشد.
شاهد اين تفسير حديثى است كه از امام صادق عليه السلام آمده است كه در تفسير آيه فوق فرمود: اما تَسْمَعُ الرَّجُلَ يقولُ: وَرَدْنا مَاءَ بَنى فُلانٍ، فَهُوَ الوُرُودُ، وَ لَمْ يَدْخُلْه: «آيا نمىشنوى كه كسى مىگويد ما وارد آب فلان طائفه شديم (يعنى در كنار آن قرار گرفتيم) اين ورود است در حالى داخل نشده است». [١]
از اين تعبير روشنتر حديث كوتاهى است كه قرطبى طبق روايتى از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم نقل مىكند به اين مضمون كه فرمود: الوُرُودُ الَمَمرُّ عَلَى الصِّراطِ: «ورود همان عبور از صراط است». [٢]
تفسير ديگرى كه طرفداران فراوانى در ميان مفسرين دارد اين است كه واقعاً همه انسانها داخل دوزخ مىشوند، منتها بر مؤمنان سرد و سالم خواهد بود، همانگونه كه آتش نمرودى بر ابراهيم عليه السلام سرد و سالم شد، و بر كافران و مجرمان سوزنده و شعلهور خواهد بود.
گويى مؤمنان به خاطر عدم سنخيت با آتش همانند يك ماده خاموش كننده آتشند، در حالى كه كفار به خاطر سنخيتشان همچون موادى هستند كه وقتى بر آتش مىريزد شعله ورتر مىگردد! (دقت كنيد).
شاهد اين تفسير روايتى است كه از «جابر بن عبداللَّه انصارى» نقل شده كه شخصى از او درباره تفسير اين آيه سؤال كرد، «جابر» به گوشهاى خود اشاره كرد و گفت: با اين دو گوش خود از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم شنيدم كه اگر دروغ بگويم هر دو كر باد، مىفرمود: «ورود به معناى دخول است، هيچ نيكوكار و بدكارى نيست مگر اينكه داخل جهنم مىشود منتها نسبت به مؤمنان سرد و سالم خواهد بود همان گونه كه بر
[١]. تفسير برهان، جلد ٣، صفحه ٢٠.
[٢]. تفسير قرطبى، جلد ٦، ذيل آيه مورد بحث.