پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٨ - نامههايى كه سخن مىگويند!
اعمال او.
تعبير به «تُدعى» نشان مىدهد كه از آنها دعوت مىشود كه نامه اعمال خود را بخوانند و در حقيقت خود حسابرس خويش باشند همانگونه كه در آيه ١٤ سوره اسراء با صراحت آمده است: أقْرَأْ كِتابَكَ كَفى بِنَفْسِكَ الْيَوْم عَلَيْكَ حَسِيباً: «نامه اعمالت را بخوان، كافى است كه خود حسابگر خويش باشى»!
«جاثية» از ماده «جُثُوّ» (بر وزن عُلوّ) به معناى نشستن بر سر زانو است، اين حالت در اهل محشر يا به خاطر آن است كه از شدت وحشت همگى به زانو در مىآيند و يا شبيه حالتى است كه در قديم الايام متهمان به هنگام حضور در دادگاه موقع اعلام رأى به خود مىگرفتند، يعنى از حالت جلوس به حالت نيم خيز در مىآمدند، حالتى كه انسان به هنگام انتظار رويدادهاى مهمى به خود مىگيرد.
جالب اينكه باز در اينجا نوشتن نامه اعمال به ذات پاك خداوند نسبت داده شده است تا معلوم شود نويسنده نامه اعمال كسى است كه نه غفلت درباره اوتصور مىشود و نه خطا، از همه چيز آگاه است، و نسبت به همه چيز احاطه دارد.
«نَسْتَنْسِخُ» از ماده «نسخ» در اصل به گفته ارباب لغت به معناى زائل كردن چيزى به وسيله چيز ديگر است، و از آنجا كه لازمه آن نفى چيزى و اثبات چيز ديگرى است، گاه اين واژه در معناى «نفى» به كار مىرود، و گاه در معناى «اثبات» و گاه هر دو، و از آنجا كه «نسخهبردارى» يا «عكسبردارى» چيزى، اثبات مطلبى است توأم با صرف نظر كردن از مطلب قيل واژه (نسخ» و «استنساخ» در مورد آن نيز به كار مىرود.
در پنجمين آيه به تعبير ديگرى درباره «نامه اعمال» برخورد مىكنيم، و آن تعبير به «طائر» (پرنده) است، مىفرمايد: «طائر هر انسانى را بر گردنش قرار دادهايم، و روز قيامت كتابى براى او بيرون مىآوريم كه آن را در برابر خود گشوده مىبيند»
سپس مىافزايد: (به او مىگوييم «كتابت را بخوان كافى است كه امروز خود حسابگر خويش باشى»! وَكُلَّ انْسانٍ الْزَمْناهُ طائِرَهُ فى عُنُقِهِ وَ نُخْرجُ لَهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ كِتاباً يَلْقاهُ مَنْشُوراً- اقْرَءْ كِتابَكَ كَفى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسيباً
«طائر» در اصل به معناى پرنده است، و در اينجا به گفته بسيارى از مفسّران به معناى عمل يا نامه اعمال است، و اين به خاطر آن است كه رسم عرب بر اين بود كه به وسيله پرندگان فال نيك و بد