پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٦ - اين شناسايى براى چيست؟
اين مناسبترين توجيه و تفسيرى است كه مجموع آيات مربوط به اعراف، و همچنين آيات قبل و بعد آن را روشن مىسازد، و ما را از هرگونه پراكنده گويى رهايى مىبخشد، و مىتواند وجه جمع و حلقه اتصالى ميان بسيارى از اقوال و تفاسير مفسّران در اينجا بوده باشد.
فىالمثل مرحوم علّامه طباطبايى دوازده قول درباره كسانى كه بر اعرافند، نقل فرموده است (بعضى تنها ده قول يا هفت قول نقل كردهاند، مانند تفسير قرطبى و تفسير اثنى عشرى) به اين ترتيب:
١- آنها بزرگان و شخصيتهاى ممتازند.
٢- آنها گروهى هستند كه حسنات سيئاتشان يكسان است و هيچ يك بر ديگرى پيشى نگرفته است.
٣- آنها اهل فترت هستند (كسانى كه در ميان بعثت دو پيامبر قرار گرفتهاند و حجّت كافى به آنها نرسيده است).
٤- آنها مؤمنان جن هستند.
٥- آنها اولاد نا بالغ كفّارند.
٦- آنها فرزندان نامشروعند.
٧- آنها خود برتر بينانند.
٨- آنها فرشتگانند (و تعبير به رجال درباره آنها به خاطر اين است كه به شكل مردانى از انسان در مىآيند).
٩- آنها پيامبرانند.
١٠- آنها مردان عادل از امّتها هستند كه براى شهادت و گواهى نسبت به افراد امّت در آنجا ايستادهاند.
١١- آنها گروهى صالح و آگاه و عالمند.
١٢- آنها علي عليه السلام و عباس و حمزه و جعفر عليه السلام هستند. [١]
در بسيارى از رواياتى كه در منابع اهل بيت عليهم السلام آمده است: اين رجال تفسير به محمّد و آل محمد صلى الله عليه و آله و سلم شده است و اين قولى است اضافه بر آن اقوال. [٢]
[١]. الميزان جلد ٨، صفحه ١٢٦ ذيل آيات مورد بحث.
[٢]. مرحو علّامه مجلسى اين روايات را در جلد ٨، بحار، صفحه ٣٣٦ و ٣٣٧ آورده و مرحوم كلينى در اصول كافى، جلد ٢، صفحه ٤٠٨ نقل كرده است.