پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٢ - نقاط انحرافى اين استدلال
البتّه بتپرستان عصر جاهليّت، كلمات ضد و نقيضى هم داشتند، چنان نيست كه مانند يك انسان منطقى و آگاه، سخنان خود را بىهيچ تناقض و تفاوتى بيان كنند، لذا در عين اينكه بتها را شريك خدا در حلّ مشكلات مىپنداشتند و آنها را «من دون اللَّه» و جداى از خداوند، ولىّ و حامى خود معرّفى مىنمودند گاه مسأله شفاعت در پيشگاه خدا را نيز عنوان مىكردند، و اين هرگز دليل بر عدم اعتقاد به شرك در افعال نبود.
اين چيزى است كه از مطالعه مجموع آيات، و مجموع حالات، آنها به دست مىآيد، و تازه آنها هرگز شفاعت را منوط به اذن و اجازه خدا نمىدانستند.
بنابراين به خوبى نتيجه مىگيريم كه اگر انسان فقط به سراغ اولياء اللَّه برود. (نه بتهايى از سنگ و چوب!) و فقط آنها را شفيع در درگاه خدا بداند (نه شريك در ولايت و حمايت و تدبير) و شفاعت آنها را نيز به اذن اللَّه و اجازه او مىدانستند (نه مستقلّ از او) در اين صورت هيچ ايرادى بر او وارد نيست، ايراد وقتى پيدا مىشود، كه انسان يكى از اين اصول سه گانه و يا هر سه اصل را ناديده بگيرد و راه خطا بپيمايد.