پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١١ - نقاط انحرافى اين استدلال
روشن است اگر چنين اعتقاداتى در آن محيط وجود نداشت اين تعبيرات قرآنى مفهومى نمىتوانست داشته باشد.
قابل توجّه اين كه قرآن همه جا بتپرستان را به عنوان «مشركان» و عمل آنها را به عنوان «شرك» معرّفى مىكند، اگر آنها هيچگونه شركتى ميان «خدا» و «بتها» قائل نبودند، و تنها آنها را شفيعان درگاه خدا مىپنداشتند، اين تعبير صحيح نبود محتواى واژه «شرك و مشرك» اين است كه آنها بتها را شريك خداوند در ربوبيت و حل مشكلات يا خلقت و مانند آن مىدانستند (البتّه بتهاى سنگى و چوبى در نظر آنها سمبل و مظهرى بود از صالحان و فرشتگان).
به تعبير ديگر آنها براى بتها نوعى استقلال در تدبير امور جهان قائل بودند، و به اصطلاح آنها را همتاى خدا مىدانستند، نه فقط وسائل بر درگاه او.
مخصوصاً تعبيرات گوناگونى در آيات مختلف قرآن آمده كه اين مطلب را كاملًا روشن مىسازد، مثلًا در آيه ٢٢ عنكبوت مىخوانيم: وَمالَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّه مِنْ وَليٍّ وَ لا نَصيرٍ: «براى شما جز خدا ولىّ و ياورى نيست».
اين اشاره به اعتقاد بتپرستان است كه بتها را ولىّ و ياور خود (جز خدا) مىدانستند، چنانكه در آيه ١٠ جاثيه مىخوانيم: وَلايُغْني عَنْهُمْ ما كَسَبُوا شَيْئاً وَ لا مَا اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّه اوْلِياءَ: «هرگز آنچه را (مشركان) به دست آوردهاند، آنان را از عذاب الهى رهايى نمىبخشد، و نه اوليايى كه غير از خدا براى خود برگزيدند» (دقت كنيد).
تعبير «مِنْ دُوْنِ اللَّه» كه به طور مكرّر در آيات قرآن درباره مشركان آمده نشان مىدهد كه آنها موجوداتى را جداى از خداوند مورد توجه قرار مىدادند تا ولىّ و نصير و حامى آنها باشد اين همان شرك در ربوبيّت است، نه مسأله شفاعت.
كوتاه سخن اينكه قرآن در آيات مختلفى دو ايراد عمده بر مشركان مىگيرد: نخست اينكه آنها موجوداتى بىشعور و فاقد سمع و بصر را مبدء اثر مىدانستند، و ديگر اينكه براى آنها در كنار تدبير الهى، ربوبيتى قائل بودند.