پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٤ - ٢- تقوى
ضعيف و كم نور كه در برابر شهوات و هوى و هوسها از اثر مىافتد لذا در حديثى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم كه وقتى از حقيقت ايمان سؤال كردند فرمود: الايمانُ انْ يُطاعَ اللَّهَ فَلا يُعْصَى: ايمان آن است كه اطاعت خدا شود و معصيت او نشود». [١]
و به تعبير روشنتر عمل صالح تجسّم ايمان قلبى است!
البته اين سخن بدان معنا نيست كه معصيتكاران يا مرتكبان كبيره كافرند [٢] آن گونه كه خوارج مىپنداشتند، بلكه منظور اين است ايمان قوى هرگز از عمل صالح جدا نيست، هرچند ايمانهاى ضعيف را با ارتكاب كبائر مىسازد.
اين نكته نيز قابل توجه است كه غالباً در آيات قرآن ايمان بر عمل صالح مقدم داشته شده، با اينكه به نظر مىرسد انجام واجبات و ترك محرمات كارى مشكلتر از ايمان است، و قاعدتا بايد مقدم داشته شود، اين به خاطر آن است كه قرآن با اين بيان مىخواهد اشاره به ريشه و اساس بودن ايمان نسبت به اعمال صالح كند.
آخرين سخن در اين مبحث اينكه تعبير به ايمان و عمل صالح، آنچنان تعبير گستردهاى است كه تمام مراحل ايمان به خدا و ساير مبانى اعتقادى را از يسكو، و انجام هرگونه كار شايسته فردى و اجتماعى و عبادى و سياسى را از سوى ديگر شامل مىشود، اين بود نخستين كليد درهاى بهشت.
٢- تقوى
عامل ديگر تقوى و پرهيزگارى است كه در آيات فراوانى از قرآن مجيد نيز روى آن تكيه شده است، از جمله در سوره مريم بعد از اشاره جَنَّاتُ عَدْنٍ (باغهاى جاودانه بهشت) و بخشى از نعمتهاى آن مىفرمايد: «اين همان بهشتى است كه ما به ارث به بندگان پرهيزگار خود مىبخشيم» (تِلْكَ الْجَنَّةُ التَّي نُورِثُ مِنْ عِبادِنا مَنْ كانَ تَقِيّاً) (مريم- ٦٣). [٣]
[١]. اصول كافى، جلد ٢، صفحه ٣٣، حديث ٣.
[٢]. از اصولى كه مورد اتفاق خوارج است اين است كه مرتكبان كبائر را تكفير مىكنند (سفينة البحار ماده خرج).
[٣]. آيات زير نيز اشاره به رابطه «تقوى» و «ورود در بهشت» دارد: آلعمران- ١٥- ١٣٣- ١٩٨ و رعد- ٣٥ و حجر- ٤٥- و نحل ٣١ و فرقان- ١٥ و شعراء- ٩٠- و زمر- ٢٠ و ٧٣ و دخان- ٥١ و محمّد- ١٥- و ق- ٣١ و ذاريات- ١٥ و آيات ديگر.