سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٦٩ - دنيا، سراي آزمايش و انتخاب مسير سعادت يا تباهي
ميآيد و نه از لذتهاي نامحدود بهشتي برخوردار ميشويم. پس اگر دنيا نميبود و ما در دنيا به سر نميبرديم، نه کسي براثر سوء رفتار و گناهانش به جهنم ميرفت و در آن معذب ميشد و نه کسي با انجام اعمال صالح به بهشت ميرفت. ما به دنيا آمديم تا بهشت را براي خود بسازيم و خداوند درعوض رفتار شايستة ما کاخ، حورالعين، ميوهها و ديگر نعمتهاي بهشتي را در اختيارمان قرار ميدهد؛ نعمتهايي که ما از درک و فهم عظمت آنها ناتوانيم؛ بهشتي که هنگام وارد شدن بهشتيان بدان، به آنها گفته ميشود: ادْخُلُوهَا بِسَلامٍ ذَلِكَ يَوْمُ الْخُلُودِ * لَهُمْ مَا يَشَاءُونَ فِيهَا وَلَدَيْنَا مَزِيدٌ؛[١]«بهسلامت در آن (بهشت) درآييد. اين است روز جاوداني. هرچه بخواهند در آنجا دارند و نزد ما افزون بر آنچه خواهند نيز هست».
اکنون با توجه به آنکه با عبادت، خدمت به خلق و ديگر اعمال خير که خداوند بهوسيلة انبيا ما را بدانها راهنمايي کرده، انسان از سعادت اخروي برخوردار ميشود، و نيز با توجه به آنکه زمينهها و ظرفيتهاي آن اعمال در دنيا فراهم است، ميتوان گفت که دنيا بسيار ارزشمند است؛ زيرا ميتوان از آن براي دستيابي به سعادت و بهشت استفاده کرد و آن را وسيله و ابزار دستيابي به رضوان الهي قرار داد. بر اين اساس، نکوهش دنيا و در نظر گرفتن ارزش منفي براي دنيا، ازآننظر است که انسان براي دنيا اصالت قايل ميشود و آن را هدف خود قرار ميدهد؛ ازاينروي ميکوشد حتي از راه نامشروع به دنيا دست يابد.
وقتي گفته ميشود که سعادت و بهشت، با اعمال اختياري شايستة انسان به دست ميآيند، يعني انسان بر سر دوراهياي قرار دارد که يکي از آن راهها به بهشت ميانجامد و راه ديگر به جهنم. پس اگر انسان راهي را که به بهشت ميرسد برگزيند و رفتار اختياري
[١] ق (٥٠)، ٣٤ـ٣٥.