سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢١٨ - نقش توسعة مصاديق علم حضوري در فهم درست معارف ديني
نقش توسعة مصاديق علم حضوري در فهم درست معارف ديني
روشن شد كه به بركت تعاليم اسلامي در فلسفة اسلامي، سه قسم كلي براي علم حضوري شناخته شده است كه عبارتاند از: ١. علم ذات به خود؛ ٢. علم علت به معلول (بر اين اساس خداوند به مخلوقات، كه با ارادة او به وجود آمدهاند و قائم به وجود او هستند، علم حضوري دارد)؛ ٣. علم معلولِ باشعور به علت خود. از اين نظر اگر موجود باشعور بهدرستي خود را درك كند، خداوند را نيز درك ميكند و درمييابد كه لحظهاي نميتواند مستقل از علت خود، يعني خداوند باشد. در پرتو اين دستاورد بزرگ حكمت متعاليه، معاني بسياري از آيات متشابه قرآن و تأويل و تفسير آنها براي ما روشن ميشود. از اين جمله است آياتي كه دربارة تسبيحگويي خداوند بهوسيلة موجودات نازل شدهاند: ألَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُسَبِّحُ لَهُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَالطَّيْرُ صَافَّاتٍ كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَتَسْبِيحَهُ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِمَا يَفْعَلُونَ؛[١] «آيا نديدهاي كه خداوند را هركه در آسمانها و زمين است و پرندگان بالگشاده به پاكي ميستايند؟ همگي نماز و تسبيح خويش ميدانند، و خدا بدانچه ميكنند داناست».
تصور ما اين است كه موجوداتي چون درختان و پرندگان، فاقد فهم و شعورند؛ اما خداوند ميفرمايد كه آنها خداوند را تسبيح ميگويند؛ يعني آنان شعور دارند؛ خداوند را ميشناسند و او را ميستايند. بالاتر از اين، خداوند ميفرمايد كه هريك از پرندگان نماز و نيايش و تسبيح خود را بهخوبي ميداند. آنگاه در آيهاي ديگر ضمن اشاره به تسبيحگويي موجودات، به عجز ما از درك شعور و فهم موجودات، و تسبيح برخاسته از اين شناخت و شعور اشاره ميكند و ميفرمايد: تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالأرْضُ وَمَنْ فِيهِنَّ وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلاّ يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ إِنَّهُ كَانَ حَلِيمًا غَفُورًا؛[٢] «آسمانهاي هفتگانه و زمين
(١). نور (٢٤)، ٤١.
(٢). اسراء (١٧)، ٤٤.