سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧٨ - توجيه جمع بين رضا به قضاي الهي و اندوه بر مصيبت ها
تو و برخاسته از ارادهات ميدانم، با همة وجود از آن استقبال ميكنم. كسي كه به مقام رضاي الهي دست نيافته و عشق به خدا بر دلش سايه نيفكنده، در پي برهان و دليل براي قضا و قدر الهي است. براي اينكه او به مسئلة رضا به قضاي الهي كه يكي از صفات ارزشمند بندگان شايستة خداست واقف شود، بايد از طريق برهان و استدلال به او تفهيم كرد كه همة كارهاي خداوند حكيمانه و منطبق بر حكمت و مصلحت است و بنابراين بايد آن را پذيرفت. اما كسي كه دوستدار خداست و با همة وجود به او عشق ميورزد، با رويي گشاده و خاطري آسوده و رضايت كامل، تسليم خواست و قضايش ميشود. او از اين حقيقت آگاه است كه خداوند عليم و حكيم است و هيچ نقصي در مشيت و قضاي او وجود ندارد، اما حكم و قضاي وي را ازآنرو كه از محبوب و خداوند سر زده است، ميپذيرد و در پي مصلحت و حكمت آن برنميآيد. او ميگويد خدايا، خواست تو خواست من است و آنچه تو بخواهي و انجام دهي، مورد رضايت من است؛ خواه به نفع من باشد يا به ضرر من.
توجيه جمع بين رضا به قضاي الهي و اندوه بر مصيبتها
كسي كه خالصانه به خداوند محبت ميورزد و واقعاً از صميم دل، عاشق خداوند است، همة كارهاي او را دوست ميدارد و تسليم تقدير و قضاي الهي است و در برابر گرفتاريها خم به ابرو نميآورد. وي ازآنرو كه سختيها و ناگواريها ناشي از قضاي الهي هستند، از آنها استقبال ميكند؛ گرچه از حيث ديگر، آن ناگواريها خوشايند او نباشد و از آنها رنج ببرد. اين ازآنروست كه روح انسان داراي حيثيتها و حالات گوناگون است و در آنِ واحد ممكن است انسان نسبت به حادثه و واقعهاي، دو حالت متضاد داشته باشد.
مثلاً واقعة كربلا و شهادت امام حسين(عليه السلام) و اصحاب باوفاي آن حضرت و