سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٦٩ - عظمت ذكر خدا و ناتواني انسان از انجام بايستة آن
استادش از دنيا ميرود او را ياد ميكند. مسلماً اين يادكرد از نظر وسعت، ارزش و عمق، متناسب با معرفتي است كه او به استادش دارد. اين بسيار متفاوت است با يادكرد او از كسي كه بهگونة حضوري دركش نكرده و تنها ويژگيهايي از او را شنيده است، و متناسب با اين شناخت ضعيف، او را ياد ميكند. حال با توجه به اينكه ياد خدا پرتوي از شناخت انسان دربارة خداست و با توجه به اينكه شناخت افراد از خدا مراتب گوناگون دارد، ذكر خدا نيز اگر تنها لقلقة زبان نباشد و از صميم دل برخيزد، از نظر ارزش و مرتبه، تابع معرفت انسان به خداست. بنابراين هر چقدر معرفت انسان به خدا و اسما و صفات او عميقتر و گستردهتر باشد، ياد او از خداوند نيز گستردهتر و عميقتر خواهد بود.
عظمت ذكر خدا و ناتواني انسان از انجام بايستة آن
نكتة سوم كه محور و موضوع اصلي اين مناجات شريف قرار گرفته ـ و در مباحث پيشين خود در موضوع ذكر كه آيات و روايات بسياري را ازنظر گذرانديم، بدان التفات نيافتيم (از اين نظر بايد اهلبيت عصمت و طهارت(عليهم السلام)را بزرگترين نعمت الهي براي خويش بدانيم كه گاه مطالعة دعا و مناجات و يا روايتي از آنها افقهاي نو و نكاتي تازه را به انسان مينماياند)ـ اين است كه ما نميتوانيم حق ذكر و ياد خداوند را بهجاي آوريم و اگر خداوند فرمان نميداد كه او را ياد كنيم، ما او را منزه از ياد خود ميدانستيم؛ زيرا ياد كردن ما در حد ظرفيت وجودي و معرفتي ماست و هرچه ظرفيت وجودي و معرفت ما گسترش يابد، ذكر ما از خدا نيز عميقتر و باارزشتر ميشود. بااينحال ازآنجاكه وجود ما محدود و ضعيف و فقير محض است، يادكرد ما كه متناسب با وجود محدود ماست، شايستة شأن خداوند و متناسب با او، كه نامتناهي و نامحدود است، نيست. حتي اگر ظرفيت و معرفت ما افزايش يابد و به تناسب آن، ذكر و ياد ما نيز ارزشمندتر شود، درهرصورت ما محدوديم و ظرفيت و معرفت و ياد محدود ما نسبتي با شأن و منزلت