سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٨٢ - تفاوت مفاهيم منطقي و فلسفي با مفاهيم ماهوي
بهتعبيرديگر تصورات و صورتهاي حسي، تصوراتي هستند كه براثر ارتباط اندامهاي حسي با واقعيتهاي مادي حاصل ميشود؛ نظير منظرههايي كه با چشم مشاهده ميكنيم و يا صداهايي كه ميشنويم. اما تصورات خيالي همان تصوراتي هستند كه قوة خيالْ همزمان با پيدايششان در نفس از آنها عكسبرداري ميكند؛ نظير به ياد آوردن منظرهاي كه در گذشته مشاهده كردهايم. آنگاه ما در فرايند شناخت، از آن تصورات حسي و خيالي كه مفاهيم جزئي هستند ـ و مفهوم جزئي بر بيش از يك مصداق انطباقپذير نميباشد ـ مفاهيم ماهوي و كلي را انتزاع ميكنيم؛ نظير مفهوم سياهي و سفيدي كه هريك انطباقپذير بر بيش از يك مصداقاند. به اين مفاهيم، مفاهيم عقلي نيز گفته ميشود؛ چون قوهاي كه اين مفاهيم داراي وصف كليت را درك ميكند، «قوة عقل» است.
تفاوت مفاهيم منطقي و فلسفي با مفاهيم ماهوي
براي تحليل و بازشناسي دستگاه شناخت و ادراك، تحقيقات دامنهداري در رشتههاي مختلف روانشناسي ـ ازجمله روانشناسي ادراك ـ و بهكمك ابزارهاي علمي و استفاده از پيشرفتهاي علمي فيزيك انجام پذيرفته و دراينزمينه تئوريهاي گوناگوني ارائه شده است. افزون بر مفاهيمي كه ذكر شد، «مفاهيم منطقي و فلسفي» نيز وجود دارند كه از هستي اشيا حكايت ميكنند، برخلاف مفاهيم ماهوي كه دربارة چيستي اشيا هستند. با اين تفاوت كه مفاهيم منطقي صفت وجودهاي ذهني، يعني مفاهيم بوده، از هستي آنها حكايت ميكنند؛ نظير ذاتي، عرضي، موضوع و محمول. ازاينرو، مفهوم «انسان» در ذهن به كلي و جزئي و ذاتي و مانند آنها متصف ميشود، اما بهلحاظ وجود خارجي به هيچيك از اين اوصاف قابل اتصاف نيست. اما مفاهيم فلسفي صفت وجود خارجي، يعني وجود خارج از ذهن هستند و از چگونگي هستي اشياي خارجي حكايت ميكنند؛ نظير علت، معلول، ضرورت و وحدت كه مفاهيم فلسفياند و دربارة چگونگي هستي