سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٨٤ - نمونه هايي از عبادات بندگان سالك و دل باختة خدا
رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ؛[١] «پهلوهايشان از بسترها [براي نماز شب] دور ميشود، پروردگار خويش را با بيم و اميد ميخوانند و از آنچه روزيشان دادهايم انفاق ميكنند».
ديشب به سيل اشك ره خواب ميزدم نقشي به ياد روي تو بر آب ميزدم
هر مرغ فكر كز سر شاخ طرب بجست بازش به طرّة تو به مضراب ميزدم[٢]
آري بندگان سالك خدا كه با تمرين و رياضت، خواستهها و تمنيات را از دل زدودهاند، پيوسته ياد خدا دلشان را زنده ميدارد و عشق و محبت به خدا خواب را از چشمشان ميربايد و در فراق يار پيوسته ميگريند و اشكشان جاري ميشود. سرآمد اين بندگان خالص خدا حضرت شعيب(عليه السلام) است كه از فراق معبود آرام نداشت و پيوسته ميگريست. در روايتي از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) آمده است:
شعيب از محبت خدا آنقدر گريست تا نابينا شد. پس خدا ديدهاش را به او برگرداند. باز آنقدر گريست تا نابينا شد و باز خدا او را بينا كرد. باز آنقدر گريست تا نابينا شد و باز خداوند او را بينا كرد. پس در مرتبة چهارم خداوند به او وحي كرد: اي شعيب، تا كي به گرية خود ادامه ميدهي؟ اگر از ترس آتش جهنم گريه ميكني، من تو را از آن امان دادم و اگر از شوق بهشت ميگريي آن را به تو بخشيدم. شعيب گفت: اي خداوند و سيد من؛ تو ميداني كه من از ترس جهنم و شوق بهشت گريه نميكنم؛ بلكه محبت تو با قلبم گره خورده است. پس نميتوانم صبركنم و پيوسته گريه ميكنم تا به لقاي تو نائل شوم و تو را مشاهده كنم. سپس خداوند به او وحي كرد: پس من كليم خود، موسيبنعمران(عليه السلام) را بهسوي تو ميفرستم تا به تو خدمت كند.[٣]
مسلماً فقيهي چون آيتالله اصفهاني(رحمه الله) با آن عظمت علمي و دقت و وسعت نظر،
[١] سجده (٣٢)، ١٦. [٢] حافظ. [٣] محمدباقر مجلسي، بحار الانوار ، ج١٢، باب١١، ص٣٨٠ـ٣٨١، ح١.