سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٤ - مفهوم ولايت الهي
كنايه، استعاره، اشراب و تضمين و ساير صنايع ادبي كه در علوم فصاحت و بلاغت تبيين شدهاند، در استعمالات راه مييابند، برخي از علماي لغت كوشيدهاند كه معاني گوناگون يك كلمه را به يك معنا ارجاع دهند كه در مواردي دچار تكلف شدهاند؛ چه آنكه در بسياري موارد ارجاع چندين معناي يك واژه بهمعناي واحد، بسيار دشوار مينمايد. ازجمله معاني گوناگون ولايت كه واژة ولايت به نحو اشتراك معنوي در آنها به كار ميرود، بهمعناي قرب و اتصال و پيوستگي ارجاع داده ميشوند و لازمة قرب به چيزي، سرپرستي امور، نصرت و محبت خواهد بود. البته در كتابهاي لغت فقط معاني گوناگون هر واژه احصا و معرفي ميشوند و بههيچوجه كتاب لغت در صدد شناسايي معناي حقيقي از معناي مجازي يا شناساندن مشترك لفظي و مشترك معنوي نيست و شناخت اين امور به دانشهايي چون علم بلاغت و علم اصول مربوط ميشود.
مفهوم ولايت الهي
براي روشن شدن مفهوم ولايت الهي، چنانكه پيشتر نيز گفتهايم، يادآور ميشويم كه برخي از واژگان فقط دربارة امور حسي و مادي كاربرد دارند و دربارة امور مجرد به كار نميروند، اما برخي از واژگان هم در مورد امور محسوس به كار ميروند و هم در مورد مجردات، و كاربرد آنها در امور غيرمادي و مجرد پس از تجريد جنبههاي حسي و توسعهاي است كه در معناي آنها صورت ميپذيرد. بر اين اساس اغلب مفاهيم غيرمادي ريشه در مفاهيم و معاني امور محسوس و مادي دارند كه پس از تجريد جنبههاي حسي و مادي از مفاهيم مادي، بهصورت اشتراك بر امور مجرد نيز تطبيق داده ميشوند. ازاينرو است که ما واژهاي را كه در مورد امري مادي و جسماني به كار ميبريم، در مورد خداوند كه مجرد است نيز به كار ميبريم. براي نمونه، ما خداوند را علي و عظيم ميخوانيم، درصورتيكه مفهوم ابتدايي عُلو به چيزي كه بالاي چيز ديگر قرار دارد