سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٤٥ - راهكار تقويت محبت به خدا و اولياي او
نكتة ديگر آنكه، انگيزة افراد در اظهار دوستيها و محبتها متفاوت است. گاه انسان سراغ دوستش ميرود تا از او پولي قرض كند و يا كمكي بخواهد؛ اما گاه دلش براي دوستش تنگ شده و براي رفع دلتنگي سراغ او ميرود و خواستة ديگري از او ندارد. اين اظهار محبت گرچه خالصانهتر از اظهار محبتي است كه با انگيزه درخواست مادي انجام ميپذيرد، بههرجهت برطرف كنندة نياز روحي انسان است و به يک معنا به انگيزة منفعتجويي انجام ميپذيرد. عاليترين و خالصانهترين محبت آن است كه بدون انگيزة نفساني باشد و انسان در اظهار محبت نسبت به محبوب خويش، در پي نفع و خواستة خود نباشد؛ بلكه خود را فراموش كند و همة توجهش معطوف به محبوب شود؛ با كمال خضوع در پيش پاي محبوب به خاك افتد و خود را فاني در او ببيند.
وقتي انسان به خداوند و اهلبيت(عليهم السلام)و مقدساتْ معرفت داشته باشد و به لوازم اين معرفت عمل كند، بدانها محبت مييابد و آنگاه با توجه بيشتر به محبوب و ترتيب اثر دادن به آثار اين محبت، معرفت او و بهويژه معرفت حضوري او به خداوند خالصانهتر و آگاهانهتر ميشود. همچنين با گسترش فزونتر آن معرفت و محبت، رابطة قلبي او با خداوند و مبدأ هستي عمق بيشتري مييابد. چنانكه گفتيم انسان علاوه بر معرفت حصولي به خداوند كه بهوسيلة مفاهيم ذهني حاصل ميشود، معرفت حضوري و بهتعبيرديگر، شناخت قلبي به خداوند نيز دارد. در پرتو همين معرفت حضوري است كه دل انسان گرايش و توجه به كسي دارد كه به او روزي ميدهد، در تنگناها و سختيها او را ياري ميرساند و از خطرها حفظ ميكند. وقتي انسان احساس كند كه درها بهروي او بسته است و هنگامي كه اميدش از اسباب و وسايل قطع شود، احساس ميكند كسي هست كه او را نجات دهد. اگر توجه انسان به اين معرفت، كه بهوسيلة مفاهيم و صور ذهني حاصل نيامده، بيشتر شود و بكوشد كه توجه قلبي بيشتري به خداي بلندمرتبه و وسايط فيض داشته باشد، معرفتش شفافتر، بيپيرايهتر و نابتر ميشود.