سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٩٦ - ناممكن دانستن شناخت خدا با ارائه برداشتي جسماني از خدا
لَيْسَ لِصِفَتِهِ حَدٌّ مَحْدُودٌ، وَلا نَعْتٌ مَوْجُودٌ، وَلا وَقْتٌ مَعْدُودٌ؛[١] سپاس خداوندي را كه سخنوران از ستودن او عاجزند و شمارندگان و حسابگران از شمارش نعمتهاي او ناتوان و تلاشگران از اداي حق او درماندهاند؛ خدايي كه افكار ژرفانديش، ذات او را درك نميكنند و دست غواصان درياي علوم به او نخواهد رسيد. پروردگاري كه براي کمالاتش حد و مرزي وجود ندارد و او را صفتي [زائد بر ذات] نيست، و براي خدا وقتي معين و سرآمدي مشخص نميتوان يافت.
همچنين رسول خدامَا عَبَدْناكَ حَقَّ عِباَدتِكَ وَمَا عَرَفْناكَ حَقَّ مَعْرِفَتِكَ؛[٢] «خدايا آنگونه كه شايستة عبادتي، ما تو را عبادت نكردهايم و آنگونه كه شايستة توست، ما تو را نشناختهايم».
ناممكن دانستن شناخت خدا با ارائه برداشتي جسماني از خدا
با توجه به آنكه مضامين فوق بهصورت متواتر در روايات گوناگون آمده است، برخي از علماي اهلسنت و برخي از علماي شيعه بر آناند كه ما نبايد دربارة خداوند سخن بگوييم و به معرفي ذات و صفات او بپردازيم. ما تنها ميتوانيم به بيان آنچه در قرآن دربارة خدا آمده بسنده كنيم، آن هم ازآنجهت كه در قرآن آمده و با توجه به آنكه قادر به فهم آنها نيستيم و علم به آنها اختصاص به خداوند دارد. پس ما هيچگونه معرفتي به خداوند و صفات او نداريم و نبايد دراينباره سخن گوييم. درست در نقطة مقابل، برخي گفتهاند آنچه در قرآن دربارة خداوند آمده، درست به همان معنايي است كه ما در مكالمات خودمان برداشت ميكنيم و آنها تأويل و معناي ديگري فراتر از آنچه ما در
[١] نهج البلاغه، خطبة ١. [٢] محمدباقر مجلسي، بحار الانوار، ج٧١، باب ٢١، ص٢٣، ح١.