سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٤٦ - ضرورت تشخيص دنياي نکوهيده از دنياي پسنديده
بهحد بلوغ ميرسد و استخوانبندياش محکم ميشود، علاقهمند به لهو و سرگرميها ميشود. پس از آنکه بلوغش بهحد نهايت رسيد، به آرايش خود و زندگياش ميپردازد. همواره به فکر اين است که لباس فاخري تهيه کند و مرکب جالب توجهي سوار شود و منزل زيبايي بسازد. پس از آنکه به سنين بالاتر رسيد [ديگر به اينگونه امور توجهي نميکند و برايش قانعکننده نيست]، بيشتر به فکر تفاخر به حسبونسب ميافتد. چون سالخورده شد، همة کوشش و تلاشش در بيشتر کردن مال و اولاد صرف ميشود.[١]
زندگي دنيا در سراسر قرآن نکوهش شده و در هيچ آيهاي زندگي دنيا مورد تعريف و ستايش قرار نگرفته است. آن پرسش هنگامي بهصورت جدي مطرح ميشود که مذمت دنيا در قرآن و روايات و در بسياري از بيانات امير مؤمنان(عليه السلام) در نهج البلاغه را با ستايش دنيا در برخي از روايات و ازجمله در برخي از سخنان حضرت امير(عليه السلام) در نهج البلاغه ميسنجيم. براي نمونه ايشان ميفرمايند:
إِنَّ الدُّنْيَا دَارُ صِدْقٍ لِمَنْ صَدَقَهَا، وَدَارُ عَافِيَةٍ لِمَنْ فَهِمَ عَنْهَا، وَدَارُ غِنًى لِمَنْ تَزَوَّدَ مِنْهَا، وَدَارُ مَوْعِظَةٍ لِمَنِ اتَّعَظَ بِهَا، مَسْجِدُ أحِبَّاءِ اللَّهِ، وَمُصَلَّى مَلائِكَةِ اللَّهِ، وَمَهْبِطُ وَحْيِ اللَّهِ، وَمَتْجَرُ أوْلِيَاءِ اللَّهِ، اكْتَسَبُوا فِيهَا الرَّحْمَةَ وَرَبِحُوا فِيهَا الْجَنَّةَ؛[٢] همانا دنيا سراي راستي است براي کسي که آن را باور دارد؛ و سراي عافيت و سلامتي است براي آنکه آن را دريابد، و آنچه را خبر داد دريافت کند؛ و خانة بينيازي است براي کسي که از آن رهتوشه بردارد؛ و خانة پند و موعظه است براي کسي که از آن پند گيرد. دنيا سجدهگاه دوستان خدا و نمازگاه فرشتگان الهي و محل نزول وحي خداوندي و
[١] محمدحسين طباطبايي، ترجمة تفسير الميزان، ج١٩، ترجمة سيدمحمدباقر موسوي، ص٣٣٩ـ٣٤٠. [٢] نهج البلاغه، حکمت ١٣١.