سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١١٨ - روابط خاص خداوند با دوستان خود
كساني سخن ميگويد كه خالصانه خداوند را دوست ميدارند و به مقام وصول و لقاي او رسيدهاند و به وجهالله نظر ميكنند. البته امكان رؤيت و مشاهدة كامل خداوند در اين دنيا فراهم نيست و روح انسان در اين دنيا به تدبير بدن اشتغال دارد و اين تعلق به بدن باعث ميشود كه روح نتواند كاملاً توجهاش را بر مشاهدة خداوند متمركز كند؛ چون در اين صورت از تدبير بدن بازميماند. آنگاه پس از مرگ كه روح از بدن جدا ميشود، ميتواند به مشاهدة كامل خداوند نائل گردد. شايد ازاينروست كه دوستان خدا آرزوي مرگ ميكنند؛ چون در آن صورت است كه امكان مشاهدة كامل او برايشان فراهم ميشود.
روابط خاص خداوند با دوستان خود
چنانكه از آيات، روايات و حكايتهايي كه از بزرگان و اولياي خدا نقل شده به دست ميآيد، خداوند با دوستان و بندگان ويژهاش روابط خاصي دارد؛ تا آنجا كه در خلوت و جمع، و بهخصوص در تاريكي شب با آنان سخن ميگويد و روحشان را با خنكاي كلامش مينوازد و سرور و شادماني از انسش را بر سراسر وجودشان ميپراكند؛ چنانكه خداوند در فرازي از حديث معراج و گفتوگو با حبيبش رسول خدا(صلى الله عليه وآله) دربارة دوستان خاصش كه در صدد تحصيل رضاي او برآمدهاند، ميفرمايد:
أُ عَرِّفُهُ شُكْراً لا يُخَالِطُهُ الْجَهلُ وذِكْراً لاَ يُخَالِطُهُ النِسْيانُ وَمَحَبَّةً لا يُؤْثِرُ عَلَي مَحَبَّتيِ مَحَبَّةَ الْمَخْلُوقينَ. فَإذَا أحَبَّني أحْبَبْتُهُ وَأفْتَحُ عَيْنَ قَلْبه إلَي جَلالي فَلا أَ خْفِي عَلَيْه خاصَّةَ خَلْقي فَأُنَاجِيهِ فيِ ظُلَمِ اللَّيْلِ وَنُورِ النَّهَارِ حَتَّي يَنْقَطِعُ حَديثُهُ مَعَ المَخْلُوقينَ وَمُجَالَسَتُهُ مَعَهُم؛[١] «به او (بندة فرمانبردار)
[١] همو، بحار الانوار، ج٧٧، باب ٢، ص٢٨ـ٢٩، ح٦.