سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣١٣ - خشنودي خداوند از توبه و بازگشت بنده
همة كساني كه انسان به آنها علاقه دارد و ميخواهد كه آنها نيز به ياد او باشند، مخلوقاتي ضعيف، ناقص، محدود، فقير و سرتاپا نياز به خداوند هستند و كمالات آنها درمقابل كمالاتي كه خداوند به اولياي خود داده، بسيار اندك است و دربرابر كمال مطلق و نامحدود خداوند چيزي بهحساب نميآيد. آنان اگر علاقه و محبتي نشان ميدهند و يا كاري ميكنند، ناشي از توفيقي است كه خداوند به آنان داده است و درواقع آنها وسيله و ابزاري براي اجراي خواست خداوند هستند. بيترديد اهميت و ارزش يادكرد اين موجودات محدودِ داراي كمالات متناهي كه با سپري شدن حيات و زندگيشان، هم خودشان به فرجام ميرسند و هم كمالات محدودشان، به پاية اهميت و ارزش نامتناهي ياد خداوند كه موجودي ازلي و ابدي و داراي كمال مطلق است نميرسد؛ خداوندي كه مهر و محبت او بينهايت است و هرقدر انسان كوتاهي و عصيان داشته باشد و او را فراموش كند، آن خداوندِ رئوف و مهربان بندة خطاكار خود را فراموش نميكند و پيوسته بندة خويش را بهسوي خود فرا ميخواند. اگر انسان يكي دوبار با دوستش مخالفت كند و به وي آزار و اذيت برساند، او از انسان دل ميكند؛ اما باآنكه شمار گناهان ما از حساب بيرون است، باز خداوند ما را به حال خود رها نميكند و از ما ميخواهد كه حتي در دم مرگ توبه كنيم و بهسوي او برگرديم و از توبه و بازگشتمان شادمان ميشود.
خشنودي خداوند از توبه و بازگشت بنده
رسول خدا(صلى الله عليه وآله) در روايتي شادماني خداوند از توبه و بازگشت بنده بهسوي خدا را چنين ترسيم كرده است:
اللهُ أَفْرَحُ بِتَوْبَةٍ عَبْدِهِ الْمُؤْمِنِ مِنْ رَجُلٍ نَزَلَ فِي أَرْضٍ دَوِّيَةٍ مُهْلِكَةٍ فَفَقَدَ راحِلَتَهُ فَطَلَبَهَا حَتَّى اشْتَدَّ عَلَيْهِ الْحَرُّ وَالْعَطَشُ ما شاءَ اللهُ تَعَالىَ. قَالَ أَرْجِعُ