سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٦٢ - دنيا بستر رشد و تعالي انسان
ابدي آخرت محروم بماند؛ بلکه امکاناتي را که در دنيا در اختيار او قرار گرفته، در راهي مصرف کند که حاصل آن عذاب ابدي آخرت است. اگر انسان بهجاي اينکه با زبان خود به نوازش و دلجويي ديگران بپردازد و با آن براي ديگران خيرخواهي و دلسوزي کند، به سخنچيني و غيبت کردن بپردازد، و چنين سوءاستفادهاي از امکانات دنيوي کند، نهتنها از ثواب اخروي محروم ميشود، عذاب آخرت را نيز براي خود ميخرد.
انسان غافل، تنها به لذتهاي زودگذر دلبستگي دارد و درصدد برنميآيد که از دنيا براي رسيدن به نعمتهاي ابدي استفاده کند. چهبسا او براي رسيدن به لذتي کوتاه که ممکن است پنج دقيقه نيز به طول نينجامد، يک شبانهروزِ خود را صرف کند؛ حتي گاه براي آنکه چند روز در رفاه باشد، چندين سال ميكوشد. دراينبين برخي سالياني زحمت ميکشند و پولي را مياندوزند و با آن کالايي مانند خودرو تهيه ميکنند؛ اما پيش از آنکه از آن استفاده کنند، دزد آن را سرقت ميکند. همچنين برخي دسترنج عمر خود را صرف ساختن خانهاي ميکنند؛ اما پيش از آنکه در آن خانه اسکان يابند و از آن استفاده کنند، اجلشان فراميرسد. اين در حالي است که اگر اين افراد بخشي از عمرشان را صرف آخرت ميکردند، از لذت و نعمتي نامحدود برخوردار ميشدند و نهتنها خسارتي متوجه آنها نميشد، دربرابر عمل اندک خود به دستاورد و ثمرهاي دست مييافتند که با عمل محدود و ناچيز آنها مقايسهشدني نيست.
دنيا بستر رشد و تعالي انسان
پرسش ديگر اين است كه چرا خداوند ما را وارد دنيايي ساخت که همواره در آن درمعرض فريب و لغزش قرار داريم و درصورت غفلت به هلاکت و خزلان ابدي گرفتار ميشويم؟ چرا خداوند از آغاز ما را وارد بهشت نکرد تا فارغ از رنج و گرفتاريها و بهدور از نيرنگ و فريب، از رحمت واسعة خداوند و نعمتهاي نامحدودش بهرهمند شويم؟