سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٠١ - بي رغبتيِ دوستان خدا به دنيا و رغبت آنها به آنچه نزد خداست
يافتن به محبت الهي است. اما كساني كه عمري از آنها گذشته و بهمرور و طي عمر طولانيشان، تعلقات دنيوي نظير تعلق به مال، مقام، رياست، خانه و وسايل آسايش كاملاً در دلشان رسوخ يافته است، بهآساني و در زماني كوتاه نميتوانند دلشان را از آن تعلقات پاك كنند و محبت خدا را جايگزين آنها سازند. براي اين منظور، بايد وسايل فراواني فراهم شود و آنان با توفيق الهي براي زدودن هريك از آن تعلقات، زماني طولاني صرف كنند، تا پس از ساليان طولاني و با زحمت و رياضت فراوان، خداوند آنان را رهين توفيق و عنايتش سازد و دلشان را از همة آلودگيها مصفا و پيراسته گرداند و آنگاه محبتش را در آن قرار دهد. بيترديد گرفتاريهايي كه در زندگي براي مؤمنان و دوستان خدا رخ ميدهد، در زمرة وسايلي قرار دارند كه خداوند فراروي آنان ميگذارد تا بدينوسيله به خداوند متذكر شوند؛ تعلقات را از دلشان بزدايند و آمادة آراستن قلب به نور الهي و محبت خالصانة او گردند.
بيرغبتيِ دوستان خدا به دنيا و رغبت آنها به آنچه نزد خداست
يكي از آثار محبت خالصانه به خداوند، رغبت يافتن به آنچه در نزد اوست و علاقه نشان ندادن به دنيا و زرق و برق زودگذر آن ميباشد. بيترديد اين خصلت در كسي پديد ميآيد كه باور كند دنيا و تعلقات آن پوچ و بيارزش است و آنچه در نزد خداست، اصيل، ماندني و داراي ارزش نامحدود است. رياست، مقام و ساير داراييهاي دنيوي، فانياند و برخلاف تصور ما، خيلي زود از بين ميروند. گاهي انسان سالياني براي رسيدن به پست و مقام تلاش ميكند و قبل از آنكه در مقامش مستقر شود و بهرة لازم را از آن ببرد، عمرش به سر ميرسد و ناكام از دنيا و مقام، روانة سراي آخرت ميگردد. برخي در ميانة راه و قبل از آنكه به مقصود و مقامي كه در پيِ آن بودهاند برسند، عزرائيل به سراغشان ميآيد و به زندگيشان خاتمه ميدهد.