سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٠٩ - معرفت ناب توحيدي در كلام امام صادق&dagger
شناختي كه براي ما حاصل شده، جدا از خدايتعالي، و ناپيوسته به اوست و اين ديگري، هرچه باشد، در ارزيابي وجود و هستي، نيازمند به واجبالوجود است. پس بايد پيش از هرچيز خداوند سبحان شناخته شود و سپس هر آن چيزي كه نيازمند به اوست شناخته شود، تا معرفت و شناختي شايسته و بايسته حاصل آيد».[١]
عظمت معرفت شهودي خدا و امكان دستيابي بدانامام صادق(عليه السلام) فرمودند كه دوستان واقعي ما معرفتشان به خداوند ازطريق شهود و علم حضوري حاصل ميشود؛ نهآنكه ازطريق صفات، خداوند را بشناسند تا معرفتشان غايبانه و منحصر به شناخت ازطريق مفاهيم باشد. وقتي آنان با خداوند سخن ميگويند، با همة وجود، خداوند را درك ميكنند؛ گويا او را ميبينند. از اين سخن استفاده ميشود كه افزون بر شناخت غايبانه كه با توجه به مفاهيم صفات حاصل ميآيد، ميتوان به معرفت شهودي خداوند و درك حقيقت او نيز نائل شد و بيترديد اين شناخت، متفاوت با شناختي است كه بهوسيلة مفاهيم كلي حاصل ميشود، و برتر از آن است. اين شناخت با توفيق الهي و در پرتو نوري كه خداوند به قلب انسان ميتاباند به وجود ميآيد. اين شناخت، ادراك حضوري خداست. البته نه ادراك با چشم و ديگر اندام حسي؛ زيرا خداوند جسم نيست كه بتوان او را با حواس ظاهري درك كرد؛ بلكه ادراكي است باطني كه با دل و قلب مصفاشده به نور الهي، حاصل ميآيد. در پي اين شناخت و ادراك، انسان احساس ميكند كه خداوند نزد اوست و با او سخن ميگويد. البته انسان از توصيف و بيان اين ادراك و شهود حضوري خداوند عاجز است و نميتواند با الفاظ و تعابير، آن را بيان كند. اين شناخت توحيدي، همان شناخت كامل يكتاپرستي است كه پيشوايان
١ . همان، ص٣٢٧.