سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٩١ - جلوه هاي معرفت فطري انسان ها به خدا در قرآن و روايات
ايستاده. پس همينكه گزند وي از او برداريم چنان برود كه گويي هرگز ما را براي گزندي كه به وي رسيده بود نخوانده است. اينچنين براي گزافكاران كارهايي كه ميكردند آرايش يافته است.
در آيات ديگر ميفرمايد:
هُوَ الَّذِي يُسَيِّرُكُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ حَتَّى إِذَا كُنْتُمْ فِي الْفُلْكِ وَجَرَيْنَ بِهِمْ بِرِيحٍ طَيِّبَةٍ وَفَرِحُوا بِهَا جَاءَتْهَا رِيحٌ عَاصِفٌ وَجَاءَهُمُ الْمَوْجُ مِنْ كُلِّ مَكَانٍ وَظَنُّوا أنَّهُمْ أُحِيطَ بِهِمْ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ لَئِنْ أَنْجَيْتَنَا مِنْ هَذِهِ لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ فَلَمَّا أَنْجَاهُمْ إِذَا هُمْ يَبْغُونَ فِي الأرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ ...؛[١] اوست كه شما را در خشكي و دريا ميبرد، تا آنگاه كه در كشتيها باشيد و آنها با بادي خوش ايشان را ببرند و آنان بدان شادمان شوند، ناگاه بادي تند و سهمگين بر آنها وزيدن گيرد و موج ازهرسو بديشان رسد و چنان دانند كه فراگرفته شده و به هلاكت افتادهاند، خداي را درحاليكه دين را ويژة او دانند [(بااخلاص)] بخوانند كه اگر ما را از اين [بلا و ورطة هلاكت] برهاني هرآينه از سپاسگزاران باشيم و چون ايشان را برهاند، آنگاه در زمين به ناحق ستم و سركشي ميكنند.
پس ميل فطري به خداوند و نهفته در باطن انسان كه وقتي دست او از اسباب مادي كوتاه شود، رخ مينماياند، ناشي از شهود و علم حضوري ناآگاهانه به خداوند است. البته اين علم حضوري در بندگان خاص خداوند همواره بهصورت آگاهانه وجود دارد و آنها هميشه حضور او را درك ميكنند. ازسويديگر، تلاش پيامبران و اولياي خدا و برنامههاي تربيتي آنها براي آن بوده كه اين معرفت و ادراك ناآگاهانه به معرفتي آگاهانه
[١] همان، ٢٢ـ٢٣.