سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٨٨ - بررسي حقيقت نفس و قلب و عقل
احساسات مربوط ميشود و ديگري شامل واژگان «نفس»، «قلب» و «عقل» حاكي از هويت و حقيقت انسان و مركز عواطف، ادراكات و احساسات و منبع شناخت اوست.
بررسي حقيقت نفس و قلب و عقل
حقيقت و هويت انسان، نفس و روح اوست كه حقيقتي ثابت و پايدار است و بهرغم تغييرات و دگرگونيهاي متوالي كه در بدن انسان پديد ميآيد، باقي و ثابت است. اين همان حقيقتي است كه ما با واژة «من» بدان اشاره ميكنيم، و بدن ابزار آن بهحساب ميآيد. از اين نظر، حتي اگر ما در شرايطي قرار بگيريم كه هيچگونه توجهي به بدن و اعضا و اندام آن نداشته باشيم، وجود خويش يعني نفس و روح خود را درك ميكنيم. ابنسينا دربارة درك نفس فارغ از همة تعلقات، و بهتعبيرديگر، درك خويشتن در فضاي خلأ مطلق، ميگويد:
شما خود را در يك حالت و خلقت اوليه فرض كنيد؛ درحالتيكه هيچگونه ناراحتي بر شما عارض نيست. بهبيان ديگر، خود را در يك فضاي مطلق تصور كنيد؛ درحاليكه از سرما و گرما عاري باشيد. نه ناراحتي داشته باشيد و نه خوشي؛ نه لذت داشته باشيد و نه الم؛ حتي خود را در حالي فرض كنيد كه هيچگونه تعليمي از پدر و مادر خود نيز دريافت نكردهايد. در چنين حالتي كه فقط به ذات خود توجه داريد، نه به هيچچيز ديگر، حتي به اعضا و اجزاي خود نيز توجه نداريد، فقط من و نفس خود را درك ميكنيد. در اين حالت نفس از همة قواي خود غافل است و فقط به خود توجه دارد و به اينكه من هستم.[١]
[١] ر.ك: ابنسينا، الاشارات و التنبيهات، ج٢، نمط سوم، ص٣٤٣ـ٣٤٤.