سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٤٨ - چرايي نکوهش دنيا
از ديدگاه قرآن، همة عالم، يعني زمين، آسمان، ستارگان، خورشيد، انسانها، حيوانات و ديگر مخلوقات، همه نيکو و داراي حسن و نفعاند و اگر از برخي پديدهها به ساير پديدهها زيان و ضرر ميرسد، آن ضرر و زيان نسبي است. همة پديدهها فيحدنفسه داراي نفع و حسناند و شر مطلق در مخلوقات خداوند وجود ندارد. ازسوي ديگر، پديدههاي دنيوي چون ماه، ستارگان، دريا و کوهها با انسان دشمني ندارند و داراي شعور و عقل نيستند تا درصدد توطئه عليه انسان برآيند و بخواهند او را فريب دهند. همة موجودات عالم، مطيع امر و ارادة الهي، و تسبيحگوي خداوندند:ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ وَهِيَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلأرْضِ اِئْتِيَا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا قَالَتَا أتَيْنَا طَائِعِينَ؛[١] «سپس به آسمان پرداخت و آن دودي (گاز يا بخاري دودمانند) بود؛ پس به آن و زمين گفت: خواه ناخواه بياييد. هر دو گفتند: فرمانبردار آمديم».
براي فهم چرايي نسبت مکر و فريب به دنيا و نکوهش آن، با دانستن اينکه دنيا فاقد عقل و شعور است تا با سوءاستفاده از آنها به مکر و حيله پردازد و نيز با توجه به اينكه دنيا با کسي دشمني ندارد تا به فکر ضربه وارد ساختن به او برآيد، بايد دربارة رفتار و نگرشها و ميلهاي خود بينديشيم و دراينزمينه از آيات و روايات نيز مدد جوييم. با توجه به اينکه خداوند، انسان را از عقل و فطرت سالم برخوردار ساخت و به او فطرت خداخواه و حقجويي را عنايت کرد که در پي خوبيها و زيباييهاست، چه عواملي موجب ميشوند که انسان از مسير حق و فطرت و مسير تکامل منحرف شود و با رفتن به بيراهه در دام شيطان سقوط کند؟ چرا انسان که ميتواند به عاليترين مراتب انساني بار يابد، بهکلي از خصايص انساني تهي ميشود و خوي حيواني و شيطاني در او پديد ميآيد و حيوانصفت و شيطانصفت ميشود؟ وقتي به احوال انسانها مينگريم، ميبينيم که جز انبيا و حضرات
[١] فصلت (٤١)، ١١.