سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٩٩ - برداشت هاي گوناگون حكما و دانشمندان از خدا و ربوبيت او
ريز نيز تصور كند كه خداوند داراي دو شاخك است. همانا داشتن دو شاخك براي مورچه كمال است و تصور ميكند كه فقدان آنها باعث نقصان كسي است كه از آنها بيبهره است. اين وضعيت و حال عقلا دربارة آن چيزي است كه خداوند را بدان توصيف ميكنند.
برداشتهاي گوناگون حكما و دانشمندان از خدا و ربوبيت او
اكنون درمقابل مجسمه و ظاهرگرايان كه به چنين انحرافي دربارة معرفت خدا گرفتار آمدهاند و نيز عوام و افراد سفيه و فاقد رشد و بلوغ عقلي كه شناخت و برداشتشان از خداوند، آميخته با تجسيم و ماديانگارانه است، بايسته است كساني كه عمري را به بررسي آيات و روايات و ادلة عقلي گذراندهاند به بررسي دقيق و علمي دربارة خداوند و صفات او بپردازند و معرفت و برداشتي مقبول و صحيح و حتيالامكان نزديك به واقع دربارة خداوند ارائه دهند. بر عوام و افراد كوتهبين نبايد خرده گرفت كه چرا چنين فهم و برداشت نادرستي دربارة خداوند دارند و آنها را متهم به شرك كرد. از آنان همان حد از معرفت كه متناسب با انديشه و فكر سادة آنان است پذيرفته است و مأجور نيز خواهند بود. اما پذيرفته نيست كه انديشمندان و عالمان دين دربارة شناخت و شناساندن صحيح خداوند كوتاهي كنند. ازاينرو در طول تاريخ، انديشهوران خداباور تلاشهاي گستردهاي دربارة هرچه بهتر شناختن خدا انجام دادهاند. البته برخي از دستاوردهاي آنها در اين عرصه از واقعيت دور است و نميتواند معرفتي صحيح از خداوند ارائه كند.
برخي از حكماي قديم خداوند را محرك اول عالم ميدانستند و معتقد بودند كه اگر او نبود، هيچ حركتي در عالم ماده پديد نميآمد و درنتيجه موجود جديدي به وجود نميآمد و تغييري نيز در عالم ماده پديد نميآمد. گرچه علت برخي از حركات و