سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٩١ - جلوه هاي عشق و محبت به خدا و اولياي او
عواطف دارد. حتي قرآن انتخاب و اختيار را نيز به قلب نسبت داده است: لا يُؤَاخِذُكُمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَ يْمَانِكُمْ وَلَكِنْ يُؤَاخِذُكُمْ بِمَا كَسَبَتْ قُلُوبُكُمْ؛[١] «خدا شما را به سوگندهاي سر زباني مؤاخذه نميكند؛ ولي بدانچه دلهاتان برميگزيند، مؤاخذه ميكند».
جلوههاي عشق و محبت به خدا و اولياي او
چنانكه گفتيم قلب و روح انسان مركز عواطف و احساسات است. البته حيوانات نيز كموبيش از عواطف و احساسات برخوردارند؛ اما احساسات انسان شديدتر است و تنوع بيشتري دارد. از جمله انسان محبت دارد؛ يعني آنچه را كه با طبعش سازگار است، دوست ميدارد و به آنها دلبستگي دارد. پس وقتي كسي ميگويد كه فلان نوشيدني يا خوردني و يا دانش را دوست دارد و از آن لذت ميبرد، يعني آن امور با طبع او ملايم و سازگارند و چون كششي در نفس خود بهسوي آنها مشاهده ميكند، آنها را جذب ميكند. البته محبت سلسله مراتب طولي دارد و «وله» و «هيام» عاليترين مراتب آن بهشمار ميآيند. «وله» بهمعناي حيرت حاصل از شدت محبت است و «هيام» به مرتبهاي از محبت اطلاق ميشود كه شدت عشق و محبت، عاشق را ديوانه و سرگشتة كوي معشوق كرده است. در اين مرحله همة توجهات عاشق معطوف به معشوق ميشود و خود را فراموش ميكند و همة هستي خود را در كف معشوق مييابد.
در ادبيات مذهبي ما، و بهويژه در مناجاتها، عاليترين مراتب محبت نظير «هيام» و «عشق» در ارتباط با خداوند بهكار رفته است و پس از آن در ارتباط با اولياي خدا بهكار ميرود. بهويژه در فرهنگ شيعه حب اهلبيت(عليهم السلام) و عشق به آنها فراوان مطرح است؛ تا جايي كه برخي از روي علاقه و عشق به اهلبيت(عليهم السلام) حاضرند هستيشان را فدا كنند.
[١] بقره (٢)، ٢٢٥.