سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٠٤ - ضرورت تناسب دل بستگي ها با شأن و شخصيت فرد
چنانكه گفتيم بازي با اسباببازي و عروسك مربوط به دوران كودكي است و كودك تا حدود دهسالگي به آنها علاقه نشان ميدهد و پس از آن به سراغ بازيهاي ديگري ميرود؛ مثلاً پسرها به بازي فوتبال علاقه نشان ميدهند و بازيهاي كودكانه را فروتر از شأن خود ميدانند. اگر كسي پس از پشت سر گذاشتن دوران كودكي، باز به اسباببازي و عروسك علاقه نشان دهد، اين رفتار ازروي عادت و برخلاف طبيعت و ناشي از نقص رواني و تربيتي است. چون بهطور طبيعي وقتي عقل انسان مراحلي از رشد را گذراند، به كارهايي كه متناسب با او نيست دست نميزند و اگر برحسب عادت منفي به آنها دست زد، از كردة خود خجل ميشود و عذرخواهي ميكند. البته تشخيص لذتها و نيازهاي فصلي و موسمي و تعيين دامنة زماني آنها بر عهدة روانشناسان است؛ اما بههرروي مشخص است كه انسان با ارتقاي موقعيت و شأن و رشد عقلانياش، ديگر برخي از لذتها را فروتر از شأن خود ميداند. چنانكه شخص صاحب شأن و موقعيت والاي اجتماعي، در شأن خود نميداند كه مشاغل نازل متناسب با طبقات فرودست جامعه را داشته باشد. البته ازنظر اسلام هر كاري محترم و ارزشمند است؛ اما در ارزشگذاري اجتماعي، مأمور نظافت كوچه و خيابان را در سطح فرماندار و ساير مقامات شهري قرار نميدهند و كار او را پستتر تلقي ميكنند.
ضرورت تناسب دلبستگيها با شأن و شخصيت فرد
چنانكه شخص برخوردار از شأن و اعتبار والاي اجتماعي، حاضر نميشود به كاري اشتغال يابد كه درخور افراد فرودست جامعه است و خجالت ميكشد كه وقتش را صرف چنان كاري كند، كسي كه به مراتب عالي معرفت الهي دست يافته و لذت ارتباط با خداوند را چشيده است، در شأن خود نميبيند كه كاري را براي لذت مادياش انجام دهد. او براي اطاعت خدا و انجام وظيفه و در حد ضرورت، و نه براي لذتجويي، به