سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٠٣ - اشاره اي به اقسام نياز
اشارهاي به اقسام نياز
درهرصورت در مراحل رشد انسان نيازهاي جديدي رخ مينمايد كه انسان با رفع آن نيازها و كمبودها احساس لذت ميكند. بخشي از آن نيازها حسي و مادي هستند و كاملاً براي ما شناخته شدهاند. هرگاه اين نيازها بهوسيلة قوا و اندام حسي انسان تأمين ميشود، لذتي متناسب و ملايم با هريك از قوا به انسان دست ميدهد.
مثلاً وقتي ما از صداي گوشنوازي لذت ميبريم، بدينمعناست كه آن صدا با قوة شنوايي ما درك شده است و با آن تناسب و تلائم يافته است. به همين دليل ما با چشممان از صداي خوب لذت نميبريم؛ چون امواج صوتي توسط چشم درك نميشوند؛ چه رسد كه تلائم و تناسبي بين آن دو رخ دهد. با اين وصف، در ارتباط با هر لذتي، اگر كسي حس متناسب با آن لذت را نداشته باشد، از درك آن عاجز خواهد بود. اگر كسي چشم نداشته باشد، از ديدنيهاي زيبا لذت نميبرد.[١]
دستة ديگري از نيازهاي انسان و لذتهايي كه پس از تأمين آنها حاصل ميشود، روحي و رواني است. اين نيازها در مكاتب گوناگون روانشناسي بررسي شدهاند. برخي از نيازهاي انسان، نظير نياز به غذا، از هنگام تولد ظهور مييابند و برخي از نيازها بهتدريج و با پشت سر گذاشتن مراحلي از رشد انسان و شكوفا شدن استعدادها ظهور مييابند. برخي از نيازها موقتي و موسمي هستند و در دورة خاصي از حيات انسان پديد ميآيند؛ اما بخشي از نيازهاي انسان هميشگي است و تا پايان عمر تداوم دارد؛ چون غريزهاي كه برانگيزانندة آن نياز است تا پايان عمر فعال است؛ مانند نياز به غذا كه تا پايان حيات انسان باقي است.
[١] محمدتقي مصباح يزدي، بهسوي خودسازي، ص٨٦ـ٨٧.