سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧٦ - اشتياق دوستان خدا به لقاي الهي
وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُون؛[١] «بگو: اي كساني كه يهودي شديد، اگر پنداريد كه شما دوستان خداييد نه ديگر مردمان، پس آرزوي مرگ كنيد [تا شما را به او برساند] اگر راستگوييد، و هرگز آن را آرزو نخواهند كرد به سبب آنچه دستهايشان پيش فرستاده (كارهايي كه كردهاند)و خدا به [حال] ستمكاران داناست. بگو: همانا مرگي كه از آن ميگريزيد شما را ديدار ميكند، سپس بهسويِ داناي نهان و آشكار بازگردانده ميشويد، آنگاه شما را بدانچه ميكرديد آگاه ميكند».
در اسلام و ازجمله در قرآن نيز به لقاي الهي كه پس از مرگ حاصل ميشود، توجه ويژهاي شده و ويژگي بارز مؤمنان، شوق به لقاي الهي معرفي شده است. ازاينرو خداوند به آرزومندان لقايش توصيه ميكند كه براي رسيدن به آن مقام رفيع و متعالي، عمل صالح انجام دهند: فَمَنْ كَانَ يَرْجُو لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلا صَالِحًا وَلا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا؛[٢] «پس هركه اميد ديدار پروردگار خويش دارد، بايد كار نيك و شايسته كند و هيچكس را در پرستش پروردگارش شريك نسازد».
درخت سيب تا ميوه نياورد، كامل نشود و هرچه ميوة آن بهتر و باكيفيتتر باشد و به تعبير ديگر داراي كمال بيشتري باشد، با چنان ثمري كه به بار نشانده است، كاملتر خواهد بود. ميوة محبت، شوق لقاست و محبت راستين بايد ثمرة شوق لقا را به بار بنشاند و محب بايد در پي ديدار با محبوبش باشد. هرچه شوق لقاي محبوب شديدتر و
[١] جمعه (٦٢)، ٦ـ٨. [٢] كهف (١٨)، ١١٠.